«إنَّ هذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتي يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.» ‌(انبیا/۹۲)

اهمیت حس شنوایی در درک آواها

 آواهایی که از اندامهای گفتار انسان تولید می شود ابتدا به صورت موج از هوا می گذرد تا به گوش انسان برسد و از آنجا برای درک و تفسیر به مغز انتقال می یابد.از این رو شنوایی یک حس طبیعی است که برای درک صداها به آن نیاز داریم.حس شنوایی زودتر از گفتار و تکلم رشد کرده و شکل گرفته و از حواس دیگر قویتر است.یعنی قدرت آن در تشخیص صداها از یکدیگر از قدرت بینایی در تشخیص اشیاء و یا بویایی در تشخیص بوها بیشتر است. بنابراین اختلاف زیر و بمی صدا و همینطور اختلاف شدت و نوع صدا به انسان کمک نموده است که در گفتار و تکلم برتر از سایر مخلوقات قرار گیرد. انسان، نوشتار را دیرتر از گفتار شروع کرده ولی کاملا به آن نپرداخته است.امروزه نیز علامتهای نوشتاری مانند جسدی خاموش هستند که تنها سخن گفتن به آنها روح می بخشد.

گوش ابزار طبیعی حس شنوایی است و ترکیب پیچیده ای دارد.دانشمندان تشریح آن را به سه بخش تقسیم کرده اند:

گوش خارجی که از لاله گوش و سوراخ آن تشکیل شده است و به پرده سماخ گوش ختم می شود.بعد از آن گوش میانی قرار دارد که از سه بخش استخوان چکشی،سندانی و رکابی شکل گرفته است و بالاخره گوش داخی که اندامهای حقیقی شنوایی در آن جای دارد. زیرا رشته های اعصاب شنوایی را در بر می گیرد.در گوش داخلی مایعی به نام آندولیف وجود دارد که رشته های اعصاب شنوایی در آن فرو رفته اند.هنگامی که صداها موجها را در هوای خارج ایجاد می کنند موجها به لاله ی گوش و پس از آن از کانال شنوایی خارج و به پرده گوش می رسند.پرده گوش به تناسب این موجها، به ارتعاش در آمده ،ارتعاشها به به وسیله استخوانهای سه گانه به گوش داخلی منتقل می شود و از آن جا به مایع آندولیف سرایت می کند که موجهای متناسب با این ارتعاش در آن ایجاد می شود.عصبهای داخل این مایع با خبر شده و موجها را به مرکز شنوایی در مغز انتقال می دهند.این جاست که صداهای مختلف وجهت آنها را درک می کنیم.