«إنَّ هذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتي يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.» ‌(انبیا/۹۲)

اعجاز بیانی قرآن - وحدت موضوعی یا تناسب معنوی آیات

یکی دیگر از ویژگی های قرآن،وجود تناسب معنوی میان آیات هر سوره است، گرچه یک جا نازل نگشته و به صورت پراکنده با فاصله های زیاد یا کم نازل شده باشند.زیرا پراکندگی در نزول آیات که به جهت مناسبت های گوناگون بوده-طبیعتا -اقتضا می کند میان هر دسته آیاتی که به مناسبتی نازل گشته با دسته دیگر که به مناسبت دیگری نازل گشته است،رابطه و تناسبی وجود نداشته باشد،و این پراکندگی در نزول بایستی در چهره مجموع آیات هر سوره به خوبی هویدا باشد.در صورتی که با دقتی که دانش مندان-به ویژه در عصر اخیر-در محتوای سر تا سر هر سوره انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که هر سوره هدف یا هدف های خاصی را دنبال می کند که جامع میان آیات هر سوره است و امروزه به نام «وحدت موضوعی »در هر سوره خوانده می شود، همین وحدت موضوعی است که وحدت سیاق سوره را تشکیل می دهد و مساله اعجاز در همین نکته است که پراکندگی در نزول،عدم تناسب را اقتضا می کند،با آن که تناسب و وحدت سیاق در هر سوره به خوبی مشهود است و بر خلاف مقتضای طبع پراکندگی در نزول می باشد!
دانش مندان بر این مدعا دلایلی دارند از جمله تفاوت در عدد و کمیت آیات سوره ها است.این تفاوت در عدد آیات هر سوره نمی تواند اتفاقی باشد،زیرا اتفاقی بودن یعنی نسنجیده و عاری از حکمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه عمل حساب نشده از فاعل حکیم ممتنع است.سوره های قرآن بیش تر به طور کامل نازل گشته،به ویژه سوره های کوتاه،سوره های دیگر که آیات آن ها در طول مدت و پراکنده نازل گشته است،با نزول بسم الله الرحمان الرحیم آغاز می گردید،و هر آیه یا آیاتی که پس از آن نازل می گشت،با دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به دنبال آیات پیشین ثبت می گردید،تا بسم الله دیگری نازل گردد که پایان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام نماید.لذا مقدار عدد آیات هر سوره و ترتیبی که میان آیه های هر سوره وجود دارد، تماما توقیفی است و با دست وحی و دستور پیامبر انجام گرفته است.
اکنون این سوال مطرح است که این اختلاف عدد در آیات سوره ها برای چیست؟پاسخ درست همان است که یادآور شدیم:هر سوره هدفی را دنبال می کند که با پایان یافتن بیان هدف،سوره پایان می یابد و اختلاف در عدد آیات هر سوره معلول همین علت است. این اختلاف هرگز به صورت اتفاقی و بدون سبب معقول انجام نگرفته است و همین جهت است که وحدت موضوعی یا وحدت سیاق هر سوره را تشکیل می دهد،یعنی میان آیات هر سوره یک رابطه معنوی و تناسب نزدیک وجود دارد.
مفسرین متاخر به این حقیقت پی برده اند و در پی آنند تا به اهداف ویژه هر سوره ست یابند و تا حدودی نیز پیش رفت کرده اند،از جمله،علامه طباطبایی و نیز سید قطب که در مقدمه تفسیر هر سوره طبق برداشت خود،هدف آن را مختصرا توضیح می دهد.یکی از شاگردان وی به نام «عبد الله محمود شحاته »کتابی به نام «اهداف کل سوره و مقاصدها»تالیف نموده و سعی بر آن داشته که اهداف هر سوره را مشخص نماید که تا اندازه ای هم موفق گردیده است.او از سوره بقره شروع کرده و تا سوره جاثیه ادامه داده و مجموعا در 45 سوره این هدف را دنبال کرده است.
وی در مقدمه کتاب خود می گوید:«پیشینیان به این امر اهمیت فراوان داده و مقاصد هر سوره در قرآن را تبیین کرده اند،از جمله فیروز آبادی(متوفای 817) کتابی به نام «بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز»تالیف نموده،که مجلس اعلای شوون اسلامی در قاهره با تحقیقی که استاد«محمد علی نجار»بر آن انجام داده آن را به چاپ رسانید.
در آغاز قرن اخیر شیخ محمد عبده صاحب تفسیر المنار،همین نظریه را دنبال و مساله «الوحده الموضوعیه للسوره »را مطرح کرده و اصرار دارد که فهم هدف هر سوره کمک شایانی است به مفسر تا به طور دقیق به مقاصد سوره پی ببرد و به معانی آیه آیه های هر سوره نزدیک شود.شاگرد وی سید رشید رضا در تفسیر المنار،این نظر استاد را به خوبی توضیح داده است.دیگر مفسران عصر حاضر از همین روش الهام گرفته اند،مانند استاد مصطفی مراغی.استاد محمود شلتوت تفسیری دارد که 10 جز قرآن را فرا گرفته و همت گماشته تا اهداف هر سوره و اغراض و مقاصد آن ها را بیان نماید.
استاد شحاته می گوید:مرحوم استاد سید قطب در این راستا سعی فراوان مبذول داشته و نظری نافذ در این راه به خرج داده که احاطه کامل خود را در فهم اهداف سوره ها نشان داده است،و نیز استاد دیگرش دکتر محمد عبد الله دراز در دانش گاه پیش از تفسیر هر سوره در این باره تاکید داشته و این ذهنیت را که قرآن مجموعه ای از گفته ها و اندیشه های پراکنده است،به شدت رد می نمود و می گفت:
با دقتی که دانش مندان اسلامی امروزه انجام داده اند،به خوبی روشن گردیده که هر سوره دارای تنظیم خاص و از نظم و ترتیب ویژه ای برخوردار است،که با یک مقدمه شیوا شروع می گردد،سپس به مقاصد عالیه خود می پردازد و با یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد (1).
لذا استاد محمد عبد الله دراز می گوید:«از همین جا نتیجه می گیریم که قرآن با آن که به مقتضای مناسبت های خاص و در زمان های متفاوت نازل گردیده،در عین حال وحدت منطقی و ادبی خود را حفظ کرده و این بزرگ ترین شاهد بر اعجاز قرآن است » (2).
استاد محمد محمد مدنی-ریاست دانشکده الهیات در ازهر-نیز بر این مساله تاکید دارد و دقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترین راه برای فهم معانی آیات دانسته است.او می گوید:«تا منظر عام سوره را با دید باز ننگری،هرگز نتوانی به درک جزئیات ترسیم شده در پهنای سوره دست یابی ».این مطلب با ارزش را در مقدمه تفسیر سوره نسا بیان داشته و آن را با نام «المجتمع الاسلامی کما تنظمه سوره النسا، جامعه اسلامی آن گونه که سوره نسا ترسیم کرده »یاد کرده است (3).
دکتر محمد محمود حجازی در این زمینه کتابی دارد به نام «الوحده الموضوعیه فی القرآن الکریم »که به سال 1390 ه و 1970 م به چاپ رسیده و به تفصیل سخن گفته است.
خلاصه،متاخرین در این باره تاکید دارند که هر سوره دارای یک جامعیت واحدی است که در انسجام و به هم پیوستگی آیات نقش دارد و اولین وظیفه مفسر،پیش از ورود به تفسیر آیات،به دست آوردن آن وحدت جامع حاکم بر سوره است تا به خوبی بتواند به مقاصد سوره دست یابد.
به علاوه،علمای بلاغت از دیر زمان،«حسن مطلع »و«حسن ختام »در هر سوره را از جمله محسنات بدیعی قرآن دانسته اند،بدین ترتیب که هر سوره با مقدمه ای ظریف آغاز می گردد و با خاتمه ای لطیف پایان می یابد.گویند:ضرورت بلاغت اقتضا می کند که سخن ور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه ای آغاز کند که هم آمادگی در شنونده ایجاد کند و هم اشارتی باشد به آن چه مقصود اصلی کلام است.
این نحو شروع در سخن با نام «براعت استهلال »خوانده می شود،یعنی ورزیدگی و هنرمندی در جلب نظر شنونده در آغاز سخن.ابن معصوم-ادیب توانای معروف- گوید:«و قد اتت جمیع فواتح السور من القرآن المجید علی احسن الوجوه و ابلغها و اکملها (4) ،تمامی آغاز سوره های قرآن به بهترین وجهی این نکته بنیادین بلاغت را رعایت کرده است ». ابن اثیر نیز در این باره،ابتدای سوره های قرآنی را به عنوان بهترین شاهد مثال یاد می کند (5).
درباره «حسن ختام »ابن ابی الاصبع گوید:«لازم است که متکلم سخن خود را با لطافت کامل پایان بخشد،زیرا این آخرین جملاتی است که اثر آن در ذهن شنونده باقی می ماند.لذا باید سعی کند تا با شیواترین و پخته ترین عبارت ها،سخن خود را خاتمه دهد».آن گاه به تفصیل،به تک تک سوره ها پرداخته و شیوایی خاتمه هر یک را از دیدگاه «علم بدیع »روشن می سازد (6).علمای بلاغت اتفاق نظر دارند،که خاتمه سوره ها هم چون افتتاح آن ها،در نهایت لطافت و ظرافت انجام یافته است.ابن معصوم گوید:«خواتیم السور کفواتحها وارده علی احسن وجوه البلاغه و اکملها مما یناسب الاختتام ».آن گاه خاتمه برخی سوره ها را بر می شمرد و حسن آن را ارائه می دهد،سپس می گوید:«و تامل سائر خواتیم السور تجدها کذلک فی غایه الجوده و نهایه اللطافه » (7).
جلال الدین سیوطی در زمینه حسن افتتاح و حسن ختام سوره ها-در کتاب بزرگ قدرش «معترک الاقران »-به درازا سخن گفته و از استادان سخن دان،گوهرهای تابناکی در این باره ارائه داده است (8).در جلد 5 کتاب «التمهید»فشرده مطالب یاد شده را با ذکر شواهد و مثال آورده ایم (9).
اکنون این پرسش پیش می آید:آیا می شود،کلامی با مقدمه ای شیوا و خاتمه ای زیبا، مقصودی بس والا در میان نداشته باشد؟این همان نکته ای است که متاخرین بدان پی برده اند.استاد بزرگ وار علامه طباطبایی بر این نکته اصرار دارد که هر سوره صرفا مجموعه ای از آیات پراکنده و بدون جامع واحدی نمی باشد،بلکه یک وحدت فراگیر بر هر سوره حاکم است که پیوستگی آیات را می رساند.مساله «وحدت موضوعی »یا«وحدت سیاق »در هر سوره-که از قرائن کلامیه به شمار می رود-از همین جا نشات گرفته است.علامه می فرماید:«ان لکل طائفه من هذه الطوائف من کلامه تعالی-التی فصلها قطعا قطعا و سمی کل قطعه سوره-نوعا من وحده التالیف و الالتئام لا یوجد بین ابعاض من سوره،و لا بین سوره و سوره.و من هنا نعلم ان الاغراض و المقاصد المحصله من السور مختلفه،و ان کل واحده منها مسوقه لبیان معنا خاص و لغرض محصل لا تتم السوره الا بتمامه (10) ،این که خداوند هر دسته از آیاتی را جدا از دسته دیگر قرار داده و نام سوره بر هر یک نهاده،شاهد بر این است که یک گونه انسجام و پیوستگی در هر مجموعه وجود دارد،که در قسمتی از یک مجموعه و یا میان هر سوره و سوره دیگر،آن پیوستگی خاص وجود ندارد.
از این رو در می یابیم که اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره با سوره های دیگر تفاوت دارد،هر سوره برای بیان هدف و مقصد خاصی عرضه شده که پایان نمی یابد مگر با پایان یافتن آن هدف و رسیدن به آن مقصد».
وی پیشاپیش هر سوره،فشرده ای از مطالب گسترده آن را بیان داشته و با این اقدام شایسته،از راز بزرگی که در متن سوره ها نهفته است پرده برداشته و جهشی ارزنده به جهان تفسیر بخشیده است.جزاه الله عن القرآن خیر الجزا.
ما به عنوان نمونه،از انسجام و به هم پیوستگی آیات سوره حمد و نظم طبیعی هفت آیه آن و نیز از مقدمه و اهداف و خاتمه سوره بقره که حاکی از نظام طبیعی خاصی است،در حد توانایی بحث کرده ایم (11).با تامل و دقت در هر سوره،این انسجام و جامعیت حاکم به خوبی مشهود است.
امام فخر رازی درباره آیات پایانی سوره بقره و پیوند آن ها با مطالب مطرح شده در متن سوره گوید:«و من تامل فی لطائف نظم هذه السوره و فی بدائع ترتیبها،علم ان القرآن کما انه معجز بحسب فصاحه الفاظه و شرف معانیه،فهو ایضا معجز بحسب ترتیبه و نظم آیاته.و لعل الذین قالوا انه معجز بحسب اسلوبه ارادوا ذلک.الا انی رایت جمهور المفسرین معرضین عن هذه اللطائف،غیر متنبهین لهذه الامور (12) ، هر که در ظرافت نظم این سوره-بقره-تامل کند و بدایعی-هنر جالب-که در ترتیب آیات آن رعایت شده مورد توجه قرار دهد،خواهد یافت که قرآن همان گونه که از لحاظ فصاحت الفاظ و شرف و بلندای معانی معجز است،بر حسب ترتیب و نظم آیات آن نیز معجز است.و شاید کسانی که اعجاز قرآن را بر حسب اسلوب گفته اند همین را خواسته اند. ولی-متاسفانه-می بینم که بیش تر مفسرین از این نکته غفلت ورزیده اند و بدان توجهی ننموده اند».
آن گاه گفته شاعر را یاد آور می شود:
«و النجم تستصغر الابصار رویته و الذنب للطرف لا للنجم فی الصغر
ستارگان را گر چه دیدگان ما کوچک می بیند،گناه از دیدگان است نه در ستارگان که کوچک می نمایند».
تذکر لازم:&
برخی علاوه بر تناسب آیات،مساله تناسب سوره ها را نیز مطرح ساخته و خواسته اند ترتیب موجود میان سوره ها را توقیفی بدانند.بلکه برخی از این فراتر رفته آن را حکمت بالغه الهی گرفته،شاهدی بر اعجاز قرآن در ترتیب سوره ها دانسته اند (13). برهان الدین بقاعی(متوفای 885)تفسیر گسترده ای دارد به نام «نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور»که به افراط در این زمینه سخن گفته و از حد اعتدال بیرون رفته است.مطلب را از آن جا شروع می کند که تناسب میان «استعاذه » و«بسمله »در آن است که «استعاذه »با حرف «الف »شروع می شود و اشاره به ابتدای آفرینش است، ولی «بسمله »با حرف «با»که حرف «شفوی »است شروع و با حرف «میم »ختم می شود که اشاره به «معاد»است.پس استعاذه و بسمله مبدا و معاد را فرا گرفته اند.به علاوه،یک تناسب دورانی میان آخر قرآن(که به دو سوره معوذتین ختم می شود)و ابتدای قرآن که با«استعاذه »شروع می شود،قایل شده،که هرگاه کسی بخواهد در تلاوت قرآن،آخر آن را به اول آن وصل کند،این تناسب رعایت شده است (14).آن گاه در بیان پیوستگی سوره ها به یک دیگر سخنان بسیاری گفته که عموما فاقد دلیل و تعجب بر انگیز است.
شگفت آورتر،معاصر وی جلال الدین سیوطی،با آن ذکاوت و تیز نظری-با آن که کار بقاعی را ناپسند خوانده-خود رساله ای به نام «تناسق الدرر فی تناسب السور»نگاشته و در عرضه این گونه مطالب بدون پشتوانه اسراف ورزیده است، از جمله مناسبت سوره «مسد»با سوره «توحید»که پس از آن واقع گردیده را در وزن و قافیه(حرف دال)گرفته،گوید:«سوره «مسد»به آیه فی جیدها حبل من مسد (15) ختم می شود و سوره «توحید»به آیه قل هو الله احد (16) آغاز می گردد،که حرف آخر هر دو آیه"دال"است » (17) و از این گونه تکلفات که آدمی از شنیدن آن رنج می برد.به گفته سید قطب:«قرآن آن اندازه شکوه مند و بزرگ قدر است و عظمت آن فراگیر،که نیازی به این گونه تکلفات بی رنگ و بی مایه ندارد».جای شگفتی است که برخی از مفسرین عالی قدر ما،این گونه گفته ها را پی گیری کرده در کنار مطالب ارزش مند و والای تفسیر خود درج کرده اند (18).
لذا متذکر می شویم،که هیچ تناسب معنوی میان سوره ها با یک دیگر وجود ندارد و هرگز ترتیب موجود بین سوره ها توقیفی نیست،بلکه پس از رحلت پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله بر دست صحابه،از روی برخی مناسبت های اعتباری-مثلا بزرگی و کوچکی سوره ها و از این قبیل-انجام گرفته است،که شرح آن در فصل های قبلی آمد.
و- نکته ها و ظرافت ها&
از ویژگی های دیگر قرآن-که مایه شگفتی عرب گردید:دقت در به کار بردن نکات بدیعی و ظرافت های سخن وری است.در قرآن انواع استعاره ها و تشبیه و کنایه و مجاز و نکته های بدیعی به حد وفور به کار رفته است.با وجود آن که در تمامی موارد چار چوب شیوه های متعارف عرب رعایت شده،ولی مورد کاربرد با چنان ظرافت و دقت انجام شده که موجب حیرت ارباب سخن و نکته سنجان عرب گردیده است.سخن دانان پذیرفته اند که تشبیهات قرآنی متین ترین تشبیهاتی است که در کلام عرب یافت می شود،این تشبیهات جامع محاسن نکات بدیعی بوده و رساترین بیان در ارائه فن ترسیم معانی شناخته شده است.
ادیب بزرگ قدر جهان عرب،ابن اثیر درباره تشبیه مفرد به مفرد سخن گفته و از قرآن آیه و جعلنا اللیل لباسا (19) را مثال می آورد.به گفته وی قرآن شب هنگام را به پوششی هم چون لباس-که پوشش تن است-تشبیه نموده،زیرا تاریکی شب افراد را از دید یک دیگر پنهان می دارد تا اگر از دشمنی بخواهد بگریزد،یا در کمین او بنشیند،یا چیزی را از دید دیگران پنهان دارد،از تاریکی فراگیر شب می تواند بهترین بهره را ببرد.ابن اثیر گوید:«این از تشبیهاتی است که جز در قرآن،در جای دیگر نتوان یافت،زیرا تشبیه تاریکی فراگیر شب به پوشش تن،از جمله ظرافت هایی است که قرآن به آن آراسته است و در دیگر کلام منثور و منظوم عرب یافت نمی شود.هم چنین آیه:
هن لباس لکم و انتم لباس لهن (20) که هم سران را هم چون پوششی برای یک دیگر ترسیم نموده است.این از ظریف ترین تشبیهات به شمار می رود،همان گونه که لباس زینتی برای انسان است و عورت و نادیدنی های اندام او را می پوشاند و از گزند سرما و گرما او را نگاه می دارد،همین گونه هم سر زینت بخش حیات و پوشش زشتی ها است و از لغزش ها و فرو افتادن در چرکی ها او را نگاه می دارد،پس چه زیبا تشبیه و شیوا تعبیری است ».
او می گوید:«از تشبیهات زیبا و جالب قرآن نیز آیه:
نساوکم حرث لکم (21) می باشد و آن اندازه این تشبیه گویا و دقیق است که به حقیقت بیش از مجاز می ماند،زیرا «حرث »زمین آماده کشت است،که «رحم »بدان تشبیه شده و زمینه آماده ای برای کشت فرزندان است ».ابن اثیر در این زمینه به درازا سخن می گوید و این گونه ترسیم های فنی چشم گیر قرآن را با برخی از تشبیهات موجود در کلام عرب مقایسه می کند و برتری قرآن را در فن تصویر به خوبی ارائه می دهد (22).
امیر یحیی بن حمزه علوی نیز به تفصیل سخن گفته و به خوبی در ارائه امتیازات قرآن در فن ترسیم معانی،از عهده بر آمده است (23).هم چنین سید قطب-نویسنده توانا و با ذوق سرشار مصری-کتابی با عنوان «التصویر الفنی فی القرآن »دارد علاوه بر آن چه در تفسیر ادبی پر ارج خود«فی ظلال القرآن »آورده است و در این باره به خوبی از عهده مطلب بر آمده است.گوشه هایی از این گفتارهای ذی قیمت در جلد 5«التمهید»ارائه شده و در مورد انواع استعاره و کنایه و مجاز و نکات بدیعی به تفصیل سخن گفته شده است (24) ،که این مختصر را گنجایش آن نیست و به همین اندازه بسنده می کنیم.
پی نوشت ها: 
1. شحاته،اهداف کل سوره،ص 5-4.
2. استاد دراز،المدخل الی دراسه القرآن الکریم،مقدمه.(همان ص 6-5).
3. مدنی،المجتمع الاسلامی،ص 7-5.
4. ابن معصوم،انوار الربیع،ج 1،ص 34.
5. ابن اثیر،المثل السائر،ج 3،ص 98.
6. ابن ابی الاصبع،بدیع القرآن،ص 343 و ص 353-346.
7. انوار الربیع،ج 6،ص 325.
8. ر.ک:جلال الدین سیوطی،معترک الاقران،ج 1،ص 79-75 و نیز کتاب «الاتقان »،ج 3،ص 319-316.
البرهان زرکشی،ج 1،181 164.
9. التمهید،ج 5،ص 304-290.
10. تفسیر المیزان،ط تهران،ج 1،ص 14،و ط بیروت،ص 16.
11. ر.ک:التمهید،ج 5،ص 251-248.
12. فخر رازی،تفسیر کبیر،ج 7،ص 127.
13. محمد تقی شریعتی،تفسیر نوین،ص 20-19.
14. بقاعی،نظم الدرر،ج 1،ص 22 و ص 15.
15. مسد 111:5.
16. اخلاص 112:1.
17. سیوطی،تناسق الدرر،ص 71،این رساله با نام «اسرار ترتیب القرآن »به تحقیق عبد القادر احمد عطا به چاپ رسیده است.
18. هم چون مفسر گران قدر طبرسی عظیم،در تفسیر پر ارج و گران قیمت خود«مجمع البیان ».
19. نبا 78:10.
20. بقره 2:187.
21. بقره 2:223.
22. ر.ک:ابن اثیر،المثل السائر،ج 2،ص 135-133 و ص 128-126.
23. ر.ک:امیر علوی،الطراز،ج 3،ص 399.
24. ر.ک:التمهید فی علوم القرآن،ج 5،ص 333 به بعد.

منبع : علوم قرآنی , معرفت ، محمد هادی