«إنَّ هذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتي يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.» ‌(انبیا/۹۲)

معرفی تفسير نور( خرم دل)

نام كتاب: تفسير نور( خرم دل)
پديدآور: خرم‏دل، مصطفى‏
موضوع: ترجمه تفسيرى‏
زبان: فارسى‏
تعداد جلد: 1
ناشر: احسان‏
مكان چاپ: ايران- تهران‏
سال چاپ: 1384 ه. ش‏
نوبت چاپ: 4

مصطفى خرم‏دل‏
« مصطفى خرم‏دل»، خود در شرح حال خويش مى ‏نويسد:
« در سال 1315 در روستاى دهبُگر مهاباد متولد شدم. به خاطر دارم سن و سالى از من گذشته بود هنوز مرا به مدرسه نفرستاده بودند. به‏هرحال در سال 1330 در مدرسه« سعادت» نام‏نويسى انجام پذيرفت و در كلاس تهيه آن زمان كه تقريباً پيش‏مدرسه( آمادگى كنونى) بود به تحصيل پرداختم و سه سال در آنجا تحصيل كرده، سپس به مدرسه« خيام» رفتم. هنوز دوره ابتدايى به پايان نبرده بودم، به سبب بالا بودن سن و سال اين‏جانب برابر شناسنامه نه واقعيت، مجبور شدم به‏طور مستمع آزاد سر كلاس بنشينم. از سال ششم ابتدائى تا پايان دوره دبيرستان به‏صورت متفرقه در امتحانات شركت مى‏نمودم.
كلاس اول دبيرستان بودم، به علتى ترك تحصيل كردم و طلبه شدم. پس از شش ماه و نيم طلبگى مجدداً در امتحانات متفرقه شركت نمودم، پس از اخذ گواهى‏نامه دوم دبيرستان مرا به سربازى بردند. كتاب‏هاى درس كلاس سوم دبيرستان را در پادگان‏هاى پسوه سلطنت‏آباد و خانه( پيرانشهر) مطالعه و با لباس سربازى گواهى‏نامه سيكل اول را اخذ نمودم. در رشته ادبى ادامه تحصيل دادم و ديپلم ادبى را در سال 1341 در مهاباد دريافت كردم. در سال 1342 دانشجوى رشته ادبيات عرب دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شدم. در دوره تربيت معلم يك‏ساله شركت و پذيرفته شدم و آموزگار روزمزد ناحيه هفت تهران هم شدم. در سال 1343 به‏ عنوان آموزگار شاغل در دبيرستان در مهاباد به استخدام آموزش و پرورش درآمدم. در سال 1347 ليسانس ادبيات عرب را دريافت داشتم و تا سال 1350 دبير دبيرستان ‏هاى مهاباد بودم. در اين سال در فوق ليسانس رشته ادبيات عرب دانشگاه تهران پذيرفته شدم. به تهران رفتم و تا سال 1354 دبير دبيرستان‏هاى ناحيه 10 و 16 تهران بودم.
در سال 1352 در رشته فرهنگ عربى و علوم قرآنى دانشكده الهيات و معارف اسلامى پذيرفته شدم. پس از اتمام واحدها و شركت در امتحان استادى دانشگاه تربيت معلم تهران، به وزارت آموزش عالى منتقل شدم و در سال 1354 در دانشكده‏ى تربيت دبير سنندج كه وابسته به دانشگاه تربيت معلم بود، به تدريس مشغول شدم. اين دانشكده سپس وابسته به دانشگاه رازى كرمانشاهان گرديد. در سال 1354 رياست دانشكده به اين‏جانب واگذار گرديد. مدت چهار سال در اين سمت ماندگار شدم. بعدها اين دانشكده به دانشگاه كردستان تبديل گرديد. اين‏جانب در سال 1376 با تقاضاى خود بازنشسته شدم و به زادگاه خويش مهاباد برگشتم و در دانشگاه آزاد اسلامى مجدداً استخدام و به كار تدريس و تأليف يا ترجمه ادامه دادم. تا اين زمان كتاب‏هاى متعددى را تأليف و يا ترجمه نموده‏ام».
آثار:
1. نماز فرمان خدا؛
2. مكالمه روزمره زبان كردى؛
3. صرف دستور زبان كردى سورانى؛
4. گلبُن دانش؛
5. نحو زبان فارسى؛
6. گنجينه صرف زبان عربى؛
7. گنجينه نحو زبان عربى؛
8. نگاهى گذرا به اعجاز علمى قرآن؛
9. تفسير نور؛
10. تفسير المقتطف؛
11. الله( ترجمه)؛
12. عنايت يزدان( ترجمه)؛
13. دستور زبان فارسى؛
14. در پرتو نور؛
15. فرازها و اندرزهايى از قرآن.
تفسير نور
معرفى اجمالى‏
« تفسير نور»، اثر مصطفى خرم‏دل، يكى از ترجمه‏هاى ارزنده قرآن كريم است كه با تفسيرى كوتاه و شرح لغات در پانوشت‏ها، در موضوع قرآن‏پژوهى پا به عرصه وجود نهاده است.
كتاب به زبان فارسى و در سال 1370 ش، نوشته شده است.
نويسنده، انگيزه خويش را از نگارش اثر حاضر، چنين عنوان داشته است:« از آنجا كه اين‏جانب به كتب تفسير علاقه وافر داشته و كمتر تفسيرى است كه تهيه نكرده باشم، لذا بعد از مدتى كار و كوشش در تفاسير، تصميم گرفتم از مجموعه تفاسيرى كه در دسترس است، به گلچين معانى بپردازم و پس از شش سال، اثر حاضر تهيه گرديد»( ر. ك: پيشگفتار، ص چهار).
شايان ذكر است كه حجت‏الاسلام‏والمسلمين قرائتى، ترجمه و تفسيرى بر قرآن به نام« تفسير نور» نگاشته‏اند كه نبايد در ذهن خواننده، با تفسير مورد بحث، اختلاطى پيدا كند( طالقانى، سيد عبدالوهاب، ص 15).
ساختار
كتاب با پيشگفتار نويسنده آغاز و مطالب دربردارنده ترجمه و تفسير تمامى سوره‏هاى قرآن، به ترتيب معمول سوره‏ها، مى‏باشد.
نويسنده در اين اثر، با بيان اشتقاق لغات و معانى آن‏ها و بيان وجه اعراب و با بهره‏گيرى از تفاسير معتبر و به روش تفسير قرآن به قرآن، به نگارش ترجمه و تفسير خود پرداخته است( طالقانى، سيد عبدالوهاب، ص 15).
نويسنده، معنى هر آيه‏اى را به‏گونه گويا و رسا نوشته و شماره آن را در سمت راست برگردان خود، قرار داده است. وى همچنين مفاهيم افزون بر واژه‏هاى ظاهرى عبارات قرآن را در داخل پرانتز نوشته است، به‏نحوى كه واژه‏هاى پيش از پرانتز و بعد از آن، با يكديگر همخوان و سازگار باشد و چنان‏كه مطالب داخل پرانتز خوانده نشود، ماقبل و مابعد پرانتز، ترجمه روان و كوتاه آيه بوده و اگر خوانده شود، تفسير رسا و مختصر آن بشمار مى‏آيد. اين مفاهيم افزوده، در چاپ جديد كتاب، با رنگ ديگر آمده است( پيشگفتار، ص چهار و پنج).
گزارش محتوا
در پيشگفتار، ضمن بيان شيوه نگارش و ويژگى‏هاى كتاب، نويسنده به اين نكته اشاره دارد كه براى آنكه اين اثر، تفسير قرآن با قرآن و هماهنگ با تفاسير معتبر بوده و كار وى، تحقيق باشد نه تقليد و تفسير آيات باشد نه تحميل نظرات، اغلب پس از پايان معنى واژه‏ها و بندها، به آيه‏هاى ديگر و گاهى به مراجع سخن، با لفظ« نگا» اشاره شده است( پيشگفتار، ص پنج).
در پيشگفتار همچنين به توضيح و تشريح نكات زير، پرداخته شده است: قرآن برنامه زندگى مسلمانان است؛ قرآن نسخه آسمانى است؛ قرآن فرمانده كل جهان براى سپاه ايمان است؛ قرآن به زبان عربى و آسان است؛ قرآن اسلحه براى مسلمانان است و قرآن كتاب اندرز و رهنمود است( همان، ص شش تا هشت).
ويژگى‏هاى اين اثر را مى‏توان در مؤلفه‏هاى زير، خلاصه نمود:
1. در اين اثر سعى شده است ترجمه فارسى هر آيه‏اى درست در مقابل متن عربى آن آيه قرار گيرد و ترجمه‏ها به دنبال يكديگر ذكر گردند؛
2. نويسنده هرگاه در فهم دقايق معانى قرآن، بيان نكات صرفى و نحوى را ضرورى و مؤثر تشخيص داده، آن را در برابر واژه‏ها و بندها، ذكر كرده است؛
3. اگر آيه‏اى، معناى معتبر مختلفى داشته باشد، نويسنده سعى كرده است معنى مهم‏تر و ارزنده‏تر را در اصل برگردان بگنجاند و آن‏گاه در حواشى لغات به معنى يا معانى ديگر اشاره نمايد؛
4. چنان‏كه رسم‏الخط قرآنى با رسم‏الخط املاى كنونى، به‏گونه‏اى تفاوت داشته باشد كه احساس گردد خواننده بر اثر آن، چه‏بسا دچار لغزش يا مشكل شود، به كاهش يا افزايش حروف يا تغيير شكل آن اشاره شده است؛
5. نويسنده، تلاش نموده گلزار معانى از بوستان آيات ربانى، درست به همان اندازه‏اى گلچين و دسته شود كه به هنگام چاپ، متن قرآنى با نوشته‏هاى فارسى، يكجا در معرض ديد خوانندگان قرار گيرد و قاريان محترم به هنگام تلاوت قرآن، به معنى آيات و لغات دستورى، دسترسى داشته باشند و از كلام نفيس ربانى، بيشتر و بهتر و ژرف‏تر، استفاده كنند( ر. ك: همان، ص چهار و پنج).
در سراسر اين ترجمه تفسيرى، دقت، ظرافت، نكته‏سنجى، حسن سليقه و از همه مهم‏تر، توجه مترجم به نكات ادبى و توضيح مختصر و مفيد آن‏ها و عشق و علاقه سرشار او به قرآن كريم، بر خواننده بصير پوشيده نيست( طالقانى، سيد عبدالوهاب، ص 16).
وضعيت كتاب‏
واژه‏ هاى مشكل و بندهاى قابل توجه يا دشوار هر آيه‏اى با ذكر شماره خود آن آيه، در پاورقى صفحات قرار گرفته است؛ يعنى پاورقى هر صفحه، تقريبا فرهنگى براى آيات مذكور در آن صفحه است( پيشگفتار، ص پنج).
اين تفسير تاكنون توسط نشر احسان در تهران، 6 بار در سال‏هاى 71، 74، 79، 80، 81 و 84 به چاپ رسيده است( ر. ك: خرم‏دل، مصطفى، ص 440).
فهرست سوره‏ها، در انتهاى كتاب آمده است.
اين كتاب توسط محمدعلى كوشا و سيد عبدالوهاب طالقانى مورد نقد و بررسى قرار گرفته است.
منابع مقاله‏
1. مقدمه و متن كتاب.
2. خرم‏دل، مصطفى،« معرفى ترجمه تفسير نور»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه: بينات، بهار و تابستان 1385، شماره 49 و 50( 6 صفحه، از 440 تا 445).
3. طالقانى، سيد عبدالوهاب،« نقد و بررسى ترجمه و تفسير نور»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه: كوثر، زمستان 1381، شماره 6( 9 صفحه، از 15 تا 23).