«إنَّ هذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتي يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.» ‌(انبیا/۹۲)

معرفی کتاب تفسير قرآن پاک

نام كتاب: تفسير قرآن پاك‏
پديدآور: مولف ناشناخته( قرن 4 يا 5 ق)
به كوشش: رواقى، على‏
مقدمه نويس: شيرانى، حافظ محمودخان‏
مترجم مقدمه: نوشاهى، عارف‏
موضوع: متون كهن- ترجمه تفسيرى‏
زبان: فارسى‏
تعداد جلد: 1
ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها( سمت)، مركز تحقيق و توسعه علوم انسانى‏
مكان چاپ: ايران- تهران‏
سال چاپ: 1383 ه. ش‏
نوبت چاپ: 1
ملاحظات: تفسير بخشى از سوره بقره‏

على رواقى‏
« على رواقى» در سال 1320 ش، در شهر مشهد متولد شد. در سال 1339 ش تحصيلات دوره كارشناسى خود را در دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد آغاز نمود. در سال 1344 ش، به تهران مهاجرت نمود و تحصيلات كارشناسى ارشد و دكترا را تا سال 1353 ش در دانشگاه تهران گذراند.
وى از سال 1349 ش تدريس متون زبان فارسى شامل شاهنامه، تاريخ بيهقى و آثار ناصرخسرو را در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران آغاز كرد. سپس در سال 1354 ش با استفاده از يك فرصت مطالعاتى، به فرانسه رفت و در زمينه فرهنگ‏نويسى، به تحقيق پرداخت و در سال 1356 ش در دانشگاه پل‏والرى‏مون‏پليه، زبان فارسى را تدريس كرد.
وى مؤسسه‏اى فرهنگى به نام برادر شهيدش محمد رواقى بنياد نهاده است كه در طبع و نشر آثار مختلف فعاليت دارد.
از جمله اساتيد و مربيان ايشان، مى‏توان به افراد زير اشاره كرد: دكتر احمدعلى رجايى بخارايى، دكتر غلامحسين يوسفى، بديع الزمان فروزانفر، مجتبى مينوى، دكتر على اكبر فياض و محمد پروين گنابادى.
آثار:
1- پژوهش و ويرايش قرآن مترجم قدس؛
2- تصحيح مقامات الحريرى؛
3- تفسير قرآن پاك؛
4- تصحيح جلد اول بصاير يمينى؛
5- باز هم شاهنامه چگونه بايد بخوانيم؛
6- تصحيح مقاصد اللغة؛
7- ذيلى بر فرهنگ‏هاى فارسى؛
8- زبان فارسى در ماوراءالنهر؛
9- سبك‏شناسى يا گونه‏شناسى ترجمه‏هاى قرآن؛
10- فرهنگ فارسى تاجيكى؛
11- فرهنگ مصدر در زبان فارسى؛
12- فرهنگ‏واره واژگان قرآنى.
*نوشاهى، عارف‏
دكتر عارف نوشاهى‏
« عارف نوشاهى»، فرزند بشير احمد، در سال 1334 ش، در پاكستان به دنيا آمد. در هفت سالگى پدرش را از دست داد. عموى او شريف احمد شرافت- كه از بزرگان علم و فضل روزگار خود بود و نزديك دويست و پنجاه اثر به اردو، فارسى، عربى و پنجابى نوشته است- سرپرستى و تربيت او را به عهده گرفت و ذوق كتاب‏ دوستى و كتاب‏خوانى را در او بيدار كرد.
عارف، پس از آنكه در سال 1349، دوره دبيرستان را به پايان رساند، عمويش او را براى فراگيرى دروس سنتى به يكى از حوزه‏هاى علمى شهر گوجرانواله در پنجاب برد، اما تمايل او بيشتر به تحصيلات دانشگاه و زبان فارسى بود؛ ازاين‏ روى، پس از دو هفته حوزه را رها كرد و در 1350، به راول پندى رفت و در مجالس آموزش زبان فارسى كه در خانه فرهنگ ايران برپا مى ‏شد، شركت جست.
در سال 1354، دوره چهار ساله آموزش زبان فارسى را به پايان برد و در 1353، موفق به گرفتن ديپلم نيز شد. در 1352، به مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان در اسلام‏آباد پيوست و تا سال 1360، معاون كتابدار و فهرست‏نويس آنجا بود.
همكارى با مركز تحقيقات فارسى بر علاقه او به كارهاى پژوهشى، به‏ويژه كتاب‏شناسى و نسخه‏شناسى، افزود. نوشاهى براى يافتن نسخه‏هاى خطى فارسى به بسيارى از شهرها و روستاهاى دور و نزديك پاكستان سفر كرد و هزاران دست‏نويس را فهرست كرد.
در 1358، به مركز تحقيقات فارسى در كراچى انتقال يافت و گنجينه نسخه ‏هاى خطى فارسى موزه ملى پاكستان و انجمن ترقى اردو را بررسى و فهرست ‏نويسى كرد و فهرست اين دو گنجينه را در دو كتاب جداگانه به چاپ رساند. در 1360 ش از دانشگاه كراچى مدرك ليسانس زبان و ادبيات فارسى گرفت و در 1361، دوره فوق ليسانس اين رشته را در همان دانشگاه به پايان رسانيد.
در 1363 ش، به مناسبت برگزارى كنگره جهانى بزرگداشت سعدى شيرازى، كتابى با عنوان فهرست چاپ‏هاى آثار سعدى در شبه قاره تأليف كرد. در 1364، رايزنى فرهنگى سفارت ايران در اسلام‏آباد، وى را به سردبيرى مجله فارسى دانش برگزيد و نوشاهى تا انتشار شانزدهمين شماره اين مجله سردبير آن بود.
وى در 1367 ش، به مناسبت برگزارى سمينار بزرگداشت حافظ شيرازى در لاهور، كتابى به‏نام« حافظ محرم راز» در باره حافظشناسى در شبه قاره تأليف و منتشر كرد. در 1368، براى ادامه تحصيل به ايران سفر كرد و در 1372، دوره پيوسته كارشناسى ارشد و دكترى زبان و ادبيات فارسى را در دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران به پايان برد. پايان‏نامه او تصحيح ملفوظات خواجه عبيد الله احرارى نقش‏بندى به تحرير و تدوين مير عبد الاول نيشابورى بود.
نوشاهى، هم‏زمان با تحصيل در ايران، در كارهاى علمى و پژوهشى در باره شبه قاره با بنياد دايرةالمعارف اسلامى و فرهنگستان زبان و ادب فارسى همكارى مى‏كرد و با دادن مقالاتى در كنگره بين‏المللى هزاره تدوين شاهنامه( تهران 1369)، كنگره بين‏المللى بزرگداشت نظامى گنجوى( تبريز 1370)، كنگره بين‏المللى تاريخ پزشكى اسلام و ايران( تهران 1371 ش) و كنگره بين‏المللى همكارى‏هاى علمى- فرهنگى كشورهاى آسياى ميانه و كشورهاى هم‏جوار( تهران 1371 ش)، شركت كرده است.
نوشاهى نخستين بار در 1355، براى مطالعه در باره بهائيت به ايران سفر كرد و پس از آن بارها براى كارهاى تحقيقى به ايران سفر كرده است. در 1355 و 1357 ش براى تحقيق در باره شاعر و عارفى گمنام به نام خواجه فضيل و حى كابلى و بازديد از كتابخانه‏هاى افغانستان به اين كشور رفت. در 1366، براى تكميل طرح كتاب‏شناسى فهرست نسخه‏هاى خطى فارسى هند به اين كشور سفر كرد. در 1371، براى يافتن منابع طريقه نقش‏بنديه به تركيه رفت.
آثار
1. فهرست نسخه ‏هاى خطى موزه ملى پاكستان كراچى اسلام‏آباد؛
2. فهرست نسخه ‏هاى خطى انجمن ترقى اردو كراچى اسلام‏آباد؛
3. جهادنامه مؤلف مجهول قرن هفتم هجرى و ظلم‏نامه اكبر كه ترجمه جهاد الاكبر منسوب به غزالى است( اسلام ‏آباد)؛
4. به ياد شرافت نوشاهى اسلام‏آباد؛
5. فهرست كتاب‏هاى فارسى چاپ سنگى و كمياب كتابخانه گنج‏بخش، در دو جلد( اسلام ‏آباد)؛
6. فهرست چاپ‏هاى آثار سعدى در شبه قاره و چاپ‏هاى شروح و ترجمه‏ها و فرهنگ‏نامه‏ها و تضمين‏هاى آثار وى( اسلام ‏آباد)؛
7. مجموعه اشعار پراكنده محمد ماه صداقت كنجاهى( لاهور)؛
8. حافظ، محرم راز( اسلام‏آباد)؛
9. ترجمه و تعليقات ثلاثه غساله، تأليف حكيم حبيب الرحمان كه فهرست آثار فارسى و عربى تأليف‏شده در بنگال است؛
10. ترجمه و تحشيه و تكمله جامى، تأليف على‏اصغر حكمت( اسلام‏ آباد، 1362 ش)؛
11. فارسى اصطلاحات‏سازى كه كتاب‏شناسى فرهنگ‏نامه‏هاى اصطلاحات فارسى است( اسلام‏آباد، 1364 ش)؛
12. بهارت مين مخطوطات كى فهرستين كه كتاب‏شناسى فهارس نسخه‏هاى خطى هندوستان است( لاهور، 1367 ش)؛
13. پاكستان مين مخطوطات كى فهرستين كه كتاب‏شناسى فهارس نسخه‏هاى خطى پاكستان است( اسلام‏آباد، 1367 ش)؛
14. ايران اور افغانستان مين مخطوطات كى فهرستين كه كتاب‏شناسى فهارس نسخه‏هاى خطى ايران و افغانستان است( لاهور، 1372 ش)؛
15. فهرست مخطوطات كتابخانه قريشى كه فهرست نسخه‏هاى خطى فارسى و اردوى كتابخانه وحيد قريشى در لاهور است( لاهور، 1372 ش).
نوشاهى، در سال 1365 ش، با همكارى ديگران مجله‏اى به نام كتاب‏شناسى در باره مسائل كتاب‏شناسى و كتابدارى و فهرست‏نويسى و تصحيح متون داير كرد كه تاكنون سه شماره از آن منتشر شده است. افزون بر آثار يادشده، از نوشاهى مقالات متعددى در مجلات پاكستان و هند و ايران و دايرةالمعارف‏هاى اسلامى و تركيه منتشر شده است.
تفسير قرآن پاک‏
معرفى اجمالى‏
« تفسير قرآن پاك»، قطعه‏اى از تفسيرى بى‏نام به فارسى است كه به كوشش و با تعليقات دكتر على رواقى انجام شده است. در باره مؤلف اين تفسير و زمان تأليف آن هيچ اطلاعى در دست نداريم، فقط مى‏توانيم حدس بزنيم كه مؤلف آن در قرن چهارم يا پنجم هجرى مى‏زيسته است.
كتاب حاضر براى دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسى، مقطع كارشناسى، به‏عنوان منبع جنبى درس« متون تفسيرى فارسى» تدوين شده است.
ساختار
كتاب، مشتمل بر مقدمه حافظ محمودخان شيرانى با ترجمه دكتر عارف نوشاهى، مقدمه مترجم و متن كتاب و تعليقات است.
شيوه تفسير كتاب، به‏ صورت ممزوج است؛ بدين‏ گونه كه بخشى از آيه ذكر و ترجمه و تفسير آن بيان مى‏شود. در تفسير، از اشعار نيز استفاده شده است.
گزارش محتوا
« تفسير قرآن پاك»، در زمره نخستين كوشش‏ هاى ايرانيان در بازگرداندن كتاب كريم خداوند به فارسى و نگاشتن تفسير فارسى بر آن است. گذشته از ارجمندى موضوع كتاب و فضل تقدم آن، محققان، اين كتاب را در مطالعه تاريخ زبان فارسى، تاريخ ترجمه از عربى به فارسى و از ديگر جنبه‏هاى زبانى، نظير ساخت واژه و رسم‏الخط و شيوه املاء حائز اهميت و شايان توجه يافته‏اند. خواننده ارجمند براى آشنايى بيشتر با ويژگى‏ها و اهميت كتاب، گذشته از مقاله حافظ محمودخان شيرانى كه به‏عنوان مقدمه اين كتاب آورده شد، از جمله مى‏تواند به منابعى كه در پى مى‏آيد مراجعه كند:
1. على اشرف صادقى: زبان تفسير قرآن پاك؛
2. آذرتاش آذرنوش: تاريخ ترجمه از عربى به فارسى؛
3. حسين داورى آشتيانى: ويژگى‏هاى املائى دست‏نويس تفسير قرآن پاك( مقدمه ناشران، صفحه پنج و شش).
اين تفسير، بخش بازمانده‏اى از تفسيرى كلان است و نسخه در دست از آيه 65 سوره بقره آغاز مى‏ شود و تا آيه 151 همان سوره ادامه دارد و شامل 46 برگ است. مى‏توانيم حدس بزنيم كه بخش بازمانده تفسير يك‏چهل‏وسوم كل تفسير قرآن مجيد است و كل تفسير، كمتر از دو هزار برگ نبوده باشد. متأسفانه مقدارى بسيار اندك از آن گنجينه به دست ما رسيده است، اما همين مقدار اندك به اندازه كافى اطلاعات بكر به ما مى‏رساند( مقدمه حافظ محمودخان شيرانى، صفحه دوازده).
وضعيت كتاب‏
فهرست مطالب كتاب، در ابتداى اثر پس از مقدمه ناشران آمده است. در انتهاى كتاب چند بخش وجود دارد كه عبارت است از: 1. تعليقات؛ 2. واژه‏هايى كه معنى آنها در متن كتاب آمده است؛ 3. فهرست لغات و تركيبات؛ 4. منابع و مآخذ.
در پاورقى كتاب تصحيح كلمات، توضيحاتى پيرامون برخى الفاظ و عبارات و بخش‏هايى از كتاب كه ناخوانده بوده و مطالب حاشيه نسخه خطى، نوشته شده است.