«إنَّ هذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتي يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.» ‌(انبیا/۹۲)

معرفی کتاب قانون تفسيركمالى دزفولى

نام كتاب: قانون تفسير
پديدآور: كمالى دزفولى، على‏
موضوع: روشها و گرايش هاى تفسيرى‏
زبان: فارسى‏
تعداد جلد: 1
ناشر: كتابخانه صدر
مكان چاپ: ايران- تهران‏
سال چاپ: 1354 ه. ش‏
نوبت چاپ: 1
قانون تفسير
معرفى اجمالى‏
قانون تفسير، اولين و جديدترين اثر قرآن پژوهى استاد پيشكسوت كمالى دزفولى( ره) است و در واقع جلد اول از دوره سه جلدى كتب علوم القرآن آن فرزانه ميباشد. در اين اثر، محقق ارجمند با نگاهى نو و بديع در مباحث بكر علوم قرآن، به خلق اثرى شگفت انگيز دست زده، چنانكه با مهارت و استادى به طرح مباحث بنيادين اين علم پرداخته و ابواب و عناوين آن را به نظم و نسقى نوين عرضه كرده و آراء و انديشه هاى خويش را با اتقان و استحكام بيان داشته است. آن گونه كه از اين اثر پيداست، اعتقاد و اعتماد خالصانه استاد به سنت معصومين( ع)، دروازه ورود ايشان به ساحت مقدس قرآن شد و فى الواقع اين نگاه عميق ميراث گرانبهايى بود كه او از اسلاف ارجمند خود در حوزه علميه دزفول به ارث ميبرد.
ساختار و گزارش محتوا
اين كتاب داراى يك پيشگفتار، دوازده بخش، دو ملحق و پنج مستدرك است.
پيشگفتار مفصل مولف، حسن مطلع اين اثر قيم است. گفتارى است كه در عين صلابت، سليس و روان و البته پر مغز و جان دار بودن، بيانگر روح اجتماعى و اصلاح گرايانه استاد ميباشد. ضمن بيان جايگاه قرآن و دعوت به فهم وعمل به آن، مختصرى در تاريخ پيدايش علوم قرآن به عنوان مقدمه تفسير ذكر كرده‏اند.
بخش يكم: تعاريف كه شامل تعاريف علم، قرآن، علوم القرآن، تفسير، تاويل و موارد استعمال اين دو در قرآن، روايات و اقوال علما، نامها و صفتهاى قرآن در قرآن و... است. تعريف جامع ايشان از علوم القرآن شنيدنى است:مقصود از آن، گروهى از معارف متصله قرآن است، خواه تصورى باشند، خواه تصديقى كه به نحوى از انحاء و به طور خاص خادم قرآن باشند، مانند علم الرسم و... و قيد« به طور خاص» براى آن است كه بعض از علوم را هر چند به طور مقدمه در فهم قرآن دخيلند مانند صرف و نحو خارج كند، نه علم اعراب القرآن را كه به طور خاص در فهم قرآن دخيل است...
بخش دوم: قابل فهم بودن قرآن؛ كه شامل مباحثى مانند: چگونه قرآن را ميفهميدند، ادله مفهوم بودن قرآن و مخالفين آن است.
بخش سوم: مصونيت قرآن از تحريف؛ كه شامل مباحث: چگونه تغيير ميدهند، دلائل عدم تحريف و ادله قائلين به تحريف ميباشد.
بخش چهارم: جمع و فراهم ساختن قرآن؛ كه شامل مباحثى است چون: معانى جمع، كتابت و ضبط، خوانايى و نويسايى پيغمبر( ص)، كاتبان وحى، وسائل نوشتن، تركيب قرآن و الفاظ آن، ترتيب آيات، عدد آنها و فواصل، ابعاض قرآن، جمع قرآن در زمان پيغمبر( ص)، جمع خاص حضرت على( ع) و جمع در زمان ابوبكر و عثمان.
بخش پنجم: قرائات؛ كه يكى از مهم ترين بخش هاى اين كتاب و بلكه مباحث علوم قرآنى است.
محقق به اقتضاى شبهات و ايرادات مطرح، نظرات خاص و بكر خود را ارائه نموده است. اين بخش، شامل مباحثى است مانند: معناى قرائت، اختلاف قرائت و علل پيدايش قرائت. اختلاف عمدى، حدود مرزهاى اختلافات جائز، سبعة احرف از طريق اماميه، سبعة احرف از طرق عامه، توحيد نص و... ايشان در اين بخش تاكيد دارند كه:«جواز اختلاف قرائت براى رفع عسر و حرج بوده و با رفع عسر و حرج در زمان حاضر وجهى بر قرائت به اختلاف وجود ندارد و بلكه مذموم و مردود است.»
بخش ششم: اسباب نزول؛ كه داراى مباحثى است، از جمله: دانستن سبب نزول، اقسام نزول، عموم لفظ و خصوص سبب، سماع يا اجتهاد در اسباب نزول و اشتباه در اسباب نزول.
بخش هفتم: تفسير به رأى؛ كه شامل مباحثى مانند: مراد از رأى، دلائل مانعين و مجيزين، منشا خطا در تفسير است.
بخش هشتم: محكم و متشابه؛ كه شامل مباحثى چون: اقسام تعريفات اصطلاحى، اسباب تشابه، ارائه جدولى از اقسام محكم و متشابه و اشاره به موضوعات آيات آنها، رسوخ در علم و راسخون در آن بوده كه اين بخش نيز خالى از نكات مغز و پر مغز نيست.
بخش نهم: ظهر و بطن قرآن؛ درباره منشا، معنا و مصاديق آن، كه داراى دو مبحث: دلايل منقول و دليل عقلى، است.
بخش دهم: نسخ، بداء؛ كه شامل موضوعاتى چون: نسخ در لغت و اصطلاح، شناخت ناسخ و منسوخ، شرايط نسخ، وجوه نسخ، فايده نسخ، آراء موافقين و مخالفين، مسئله بداء وديدگاه شيعه و اهل سنت در آن، ميباشد.
ملحق بخش دهم: تاريخ نزول، ضوابط مكى و مدنى بودن، وجوه مختلف نزول قرآن و شمارش سوره‏هاى مكى و مدنى، مورد بحث واقع شده است.
بخش يازدهم: مصادر تفسير؛ دربردارنده موضوعاتى همچون: مصادر الزامى و استحسانى، مصدر اول: قرآن، مصدر دوم: سنت، طرق اماميه، طرق عامه، رتبه كتاب و سنت، تعارض كتاب و سنت صحابى و قول او، صحابه و فهم قرآن، صحابه و تفسير، قول تابعى.
بخش داوزدهم: شرايط تفسير؛ كه شامل: مقدمه، علومى كه بايد مفسر آنها را فرا گيرد و شرايط اتخاذ روش احسن است.
دانستن علومى مانند لغت، صرف، اشتقاق، نحو و اعراب، اسلوب( معانى، بيان، بديع)، قراءات، كلام، اصول فقه، اسباب نزول، علم به ناسخ و منسوخ، درايه، علم به روايات مرفوعه، علم به احوال بشر و خلوص نيت را شرط اول امورى ميداند كه مفسر بايد واجد آن باشد.
شرط دوم دانستن روشى است كه پس از دارا بودن علوم، بايد پى بگيرد، و براى آن نيز يازده شرط قائل ميشود.
ملحق بخش دوازدهم: قصص و اسرائيليات؛ كه دربرگيرنده: چگونگى قصه ‏هاى قرآن، اسرائيليات پيرامون قصص قرآن و خاتمه است.
تقسيم تفسير از يك نظر به اجمالى وتفصيلى و نقدالتفسير و المفسرون محمد حسين ذهبى بابت اظهار نظر وى در مورد منابع تفسير شيعه در خاتمه آمده است.
مستدركات: حاوى پنج مستدرك براى بخش هاى يكم، سوم، چهارم، پنجم و دهم است. اين اثر براى نخستين بار در سال 1354 ش از سوى انتشارات كتابخانه صدر در 483 صفحه قطع وزيرى چاپ و منتشر گرديد.
منابع‏
1- متن كتاب‏
2- مقاله سيرى در آثار قرآن‏ پژوهى استاد فقيد سيد على كمالى دزفولى، سيد مجتبى مجاهديان فصلنامه پيام جاودان شماره‏ى 8 پاييز 1384