آیه نفی سبیل:«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء/141) و خداوند هیچ‌گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط قرار نمیدهد.

عدل الهی در آیات قرآن

در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می فرماید: «شهدالله انه لا اله الا هو والملائکة واولوالعلم قائما بالقسط؛ خدا و فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که بپادارنده عدل است، نیست».(سوره آل عمران/۱۸) بنابراین از نظر اسلام، عدل الهی حقیقی است و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آن موصوف نمود.

معنای عدل

«عدل» در لغت به معني مساوات و برابري است.[۱] و در اصطلاح به چند معني آمده است از جمله:

    الف) رعايت تساوي ميان ديگران و اجتناب از تبعيض در صورتي كه هيچگونه تفاوتي در شايستگي‌ها و استحقاق‌ها وجود نداشته باشد.[۲]

    ب) رعايت و توجه كردن به حقوق هر ذي‌ حقي، بنابراين بايد نخست موجودي را در نظر گرفت كه داراي حقي باشد تا «رعايت» آن «عدل» و تجاوز به آن «ظلم» ناميده شود.[۳]

    ج) «هر چيزي را به جاي خود نهادن يا هر كاري را به وجه شايسته انجام دادن»، طبق اين تعريف عدل مرادف با حكمت و كار عادلانه مساوي با كار حكيمانه است.[۴] در جهان تكوين و تشريع، هر چيزي موقعيت و جايگاه مناسب و در خور خود را دارد و عدل آن است كه اين تناسب رعايت گردد و هر چيزي در جاي مناسب خود قرار گيرد.

با توجه به معاني ذكر شده معناي اجمالي «عدل الهي» آن است كه خداوند با هر موجودي، آنچنان كه شايسته آن است، رفتار كند و او را در جايگاهي كه در خور آن است، بنشاند و چيزي را كه مستحق آن است به او عطا كند.[۵]

ادله عدل الهی

متكلمين براي اثبات عدل الهي به دلايلي استناد كرده‌اند از جمله:

    ۱.در نظر عقل، عدل كاري شايسته و ظلم عملي ناشايست است و خداوند حكيم از انجام كارهايي كه عقل ناشايست مي‌شمارد، منزه است. پس خداوند هيچگاه مرتكب ظلم و ستم نمي‌شود و تمام كارهاي او عادلانه است.[۶]

    ۲. اگر فرض كنيم خداوند سبحان مرتكب ظلم مي‌گردد، با سه احتمال روبرو خواهيم بود:

- الف: يا اين عمل ناشي از جهل است كه اين با علم مطلق الهي ناسازگار است. - ب: يا اين عمل از نياز و فقر سرچشمه مي‌گيرد و در بحث غني بودن خداوند ثابت شده كه خداوند غني مطلق است. - ج: يا ظلم، مقتضاي ظلم است. با اين كه در بحث حسن و قبح عقلي ثابت شد كه خداوند فعل زشت و قبيح انجام نمي‌دهد و تمام افعال خداوند عادلانه است.[۷]

    ۳. برخي از انديشمندان معتقدند كه عدالت را در چند مقام و جايگاه بايد در نظر گرفت و هر كدام را با دليلي اثبات كرد:

الف) عدالت در مقام تكليف:

اگر خداي متعال، تكليفي بالاتر و فوق طاقت بندگان تعيين كند، امكان عمل نخواهد داشت و كار لغو و بيهوده‌اي خواهد بود و حكمت الهي اقتضا مي‌كند كه اين تكاليف، متناسب با توانايي‌‌هاي مكلفين باشد تا نقض غرض لازم نيايد زيرا غرض خداوند انجام تكاليف بندگان است براي بدست آوردن خير و مصلحت و رسيدن به سعادت واقعي، وقتي خداوند تكاليفي به عهده آنها بگذارد كه نتوانند انجام دهند چگونه اين غرض ايجاد خواهد شد.

ب) عدالت در مقام قضاوت بين بندگان:

اين كار به منظور مشخص شدن استحقاق افراد براي انواع پاداش و كيفر، انجام مي گيرد و اگر برخلاف قسط و عدل باشد، نقض غرض خواهد شد.   - ج: عدالت در مقام پاداش و كيفر:

با توجه به هدف نهايي آفرينش كسي كه انسان را براي رسيدن به نتايج كارهاي خوب و بدش آفريده است اگر او را برخلاف اقتضاي آنها پاداش يا كيفر دهد به هدف خودش نخواهد رسيد.

پس صفات ذاتيه خداوند باعث مي‌شود تا رفتار او حكيمانه و عادلانه باشد و هيچ صفتي كه اقتضاي ظلم و ستم يا لغو و عبث را داشته باشد در او وجود نداشته باشد.[۸]

پی نوشتها

راغب اصفهاني، ابي القاسم الحسين بن محمد المعروف، المفردات في غريب القرآن، المكتبه الرضويه، بي‌تا، ص۳۲۵.

سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي(۱) خداشناسي، مركز جهاني علوم اسلامي، ۱۳۷۷ش، ج اول، ص۳۲۶.

مصباح يزدي، محمدتقي؛ آموزش عقايد، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، ۱۳۷۰ش، چ هفتم، ج۱-۲، ص۱۹۲.

همان.

سعيدي مهر، محمد؛ همان، ص۳۲۷.

سعيدي مهر، محمد، پيشين، ص۳۲۸-۳۲۹.

همان.

ر.ك: استاد محمدتقي مصباح، ص۱۹۴-۱۹۶.