آیه نفی سبیل:«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء/141) و خداوند هیچ‌گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط قرار نمیدهد.

نظام آفرینش؛ گستره برهان و عدالت الهی

خاستگاه پاداش و كیفر به روایت قرآن

 قرآن كریم در بیان اثبات معارف، اندیشه آدمی را در چارچوب اصطلاحات فلسفی و براهینِ دقیق و پر پیچ و خم محصور نمی سازد. هر چند در ارائه حقایق، اشاراتی دقیق داشته و خواص نیز از آن استفاده می نمایند، ولی سبك عمومی استدلال و بیان الهی، توجه دادن انسان به فطرت و برانگیختن زمینه های فطری و توجه به خودشناسی و یا مظاهر طبیعت می باشد. به طوری كه حقایقی همچون رستاخیز و پاداش و كیفر را به صورت یك حادثه طبیعی مطرح نموده و وجدانهای پاك و به دور از غفلت را سیراب می گرداند.

براساس همین روش، در تبیین خاستگاه پاداش و كیفر كه موضوع نوشتار پیش روی شماست، قرآن كریم بر دو عنصرِ هدفمندی نظام آفرینش و عدالت الهی كه هر دو منبعث از حكمت الهی است، تكیه نموده و در آیات متعددی به آن می پردازد. «پاداش و كیفر» و غایت آفرینش و مطالعه اجمالی توأم با دقت در جهان نشان می دهد كه نظام آفرینش و حتی جزئیات آن، براساس هدفی حكیمانه بوده، مخلوق و مصنوعِ خداوند حكیمِ علی الاطلاق می باشد.

هدفمندی نظام خلقت كه از مقتضیات حكمت الهی است، با بیانهای گوناگونی در قرآن یاد شده و در بعضی از آیات رسیدن به پاداش و كیفر به عنوان غایت و هدف آفرینش معرفی شده است و بر این مبنا، پاداش و كیفر، مندرج در قاموس خلقت و منبعث از حكمت الهی است.

غایت آفرینش

خداوند متعال می فرماید: خداوند آسمانها و زمین (مجموعه عالم) را به حق آفریده و هدف آن است كه هر كس در برابر اعمالی كه انجام داده، جزا داده شود؛ در حالی كه هیچ ستمی به آنها نخواهد شد.»(۱) زمخشری در كشاف معتقد است منظور از آیه، چنین است: «و خلق ا... السموات و الارض بالحق لیدل به علی قدرته و لتجزی كل نفس»(۲) در آیات دیگری نیز غایت آفرینش را رسید ن به پاداش و كیفر اعلام نموده، می فرماید: برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است تا بدكاران را به خاطر اعمال بدشان كیفر دهد و نیكوكاران را در برابر نیكی شان پاداش دهد.» (۳)

در تركیب آیه محل بحث، وجوهی محتمل است كه بنابر نظر اكثر مفسران می توان گفت: معنای آیه چنین می شود: «آنچه در آسمانها و زمین است، برای خداست و آن را آفریده تا بدكاران را كیفر و نیكوكاران را پاداش دهد.»

با استفاده از آیاتِ مذكور، غایت و هدف از آفرینش این است كه انسان در پرتو برنامه های تكوینی و تشریعی و تعلیم و تربیت، در مسیر تكامل پیش رفته و به قرب الهی و لوازم آن برسد كه در حقیقت، وصول به این نتیجه در هر مرحله ای، پاداش كسانی است كه در این مسیر گام بر می دارند. از سوی دیگر، كسانی كه در مسیر عكس هدف آفرینش حركت نمایند، نتیجه ناخوشایند سیر انحرافی خویش را خواهند دید.

با این بیان، اصل پاداش و كیفر در دنیا و آخرت، خود غایت و هدف خلقت خواهد بود وگرنه عمل بدون نتیجه كاری بیهوده بوده و از یك حكیم، قبیح می باشد و از حكیم علی الطلاق محال است.

«پاداش و كیفر» و عدل الهی

عدالت از مقتضیات حكمت الهی بوده، در آسمانها و زمین و در سراسر جهان هستی دیده می شود.

رسول خدا(ص) می فرمایند: «آسمانها و زمین با عدالت برپاست.»(۴) پس عدالتِ حاكم بر این نظام كه از مقتضیات حكمت بالغه الهی است، ایجاب می كند كه نیكوكار و بدكار، مطیع و عاصی هر كدام در جایگاه خویش قرار گرفته، به پاداش و كیفر مناسب خویش برسند. در غیر این صورت، اگر بنا شود حكم به تساوی شده، همه بخشیده شوند یا همه كیفر ببینند یا هیچ كیفر و پاداشی نباشد، لازم می آید بر خلاف آیین عدالت به اكثر نیكوكاران ستم شده، و مجرمان و مفسدان (هر چند در ظرف دنیا) ظاهراً خوشبخت باشند.

به حكم عقل، پاداش دادن نیكوكاران از باب تفضل و احسان است نه استحقاق؛ زیرا آنان با برخورداری از نعمتها و سرمایه های الهی او را اطاعت كرده اند و بر این اساس، استحقاق مطالبه چیزی را ندارند و تنها كیفر نیكوكاران، قبیح و بر خلاف عدل الهی است.

همچنین به حكم عقل، كیفر نافرمایان نیز حقِ محضِ خداوند بوده كه می تواند ببخشد و یا كیفر دهد؛ زیرا فرد گناهكار فقط با او مخالفت كرده و بر او طغیان نموده و حق او را نادیده گرفته است و چنانچه حقی از مخلوقات را نیز ضایع كرده است، او می تواند آنها را جبران كند و فرد گناهكار را در هر حال ببخشد و از كیفر معاف دارد.

این احكام در صورتی صحیح است كه حكم عقل در مورد هر یك از مطیع و عاصی جداگانه در نظر گرفته شود؛ بدین معنا كه اگر همه مردم مطیع فرمان خدا باشند، پاداش دادن لازم نیست؛ بلكه تفضلی از ناحیه خداوند خواهد بود و اگر همه مردم هم نافرمان و عاصی باشند، باز كیفر دادنشان بر خدا واجب نیست و عفو و بخشش همه، عقلا ً جایز است. اما واقعیت این است كه انسانها بر دو دسته اند: برخی فرمانبردار و برخی نافرمان، و رفتار یكسان با همه به هر صورتی كه باشد؛ چه همه را پاداش دهد و یا همه را كیفر دهد و یا هیچ كس را برای جزا و پاداش زنده نكند، این رفتار یكسان برخلاف عدالت و حكم عقل است.(۵)

همچنین خداوند متعال خود به پاداش و كیفر تصریح و وعده و وعیده داده است و عمل به وعده واجب، و تخلف از وعیدهای مؤكد با قسم نیز بعید می باشد. و با وجود این ، حذف دین، پاداش و كیفر از قاموس آفرینش با عدل الهی كه خداوند خود را به آن توصیف می كند، سازگار نیست.(۶)

در مجموعه ای از آیات قرآن كریم، به هر دو برهان به طور یكجا و به صورت پیوسته تصریح شده، می فرماید: «ما آسمان و زمین و آنچه را بین آن دو است، به باطل خلق نكردیم. این پندار غلط كسانی است كه كافر شدند.

پس وای به حال كفار از آتش جهنم: (آیا هیچ عاقلی احتمال می دهد) ما كسانی را كه ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، همچون مفسدان در روی زمین قرار دهیم و یا پرهیزگاران را همچون فاجران قرار دهیم؟» (۷) در آین آیات به هدف و غایت بودن پاداش در آفرینش اشاره شده و می فرماید: «نظام خلقت بیهوده و باطل آفریده نشده، بلكه پاداش و كیفری به دنبال داشته و كفار به كیفر جهنمی خویش می رسند». همچنین، در ادامه به عدالت خداوند اشاره داشته و حكم به تساوی بین مصلح و مفسد، متقین و فجار را رد می نماید.

گستره برهان هدف و عدالت

آنچه از براهین بر ضرورت پاداش و كیفر در جهان آفرینش اقامه شد، هر دو جنبه دنیوی و اخروی را شامل می شود. هر چند موطن اصلی، پاداش و كیفر، سرای آخرت است، ولی حكمت و عدالت خداوند در ظرف دنیا نیز موجب آن می شود كه هر كدام به نحوی به بخشی از پاداش و كیفر خویش برسند.(۸)

همچنین، آیاتی كه به برهان عدالت اشاره دارد نیز مطلق بوده،(۹) بعضی از آن آیات منطوقاً نیز عمومیت دارد؛ آنجا كه حكم به تساوی مؤمنان با فاسقان و مطیعان با مجرمان را در حیات و ممات رد كرده، می فرماید: «آیا كسانی كه مرتكب گناهان شدند، گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانی كه ایمان آورده اند قرار می دهیم كه در حال زندگی و در حال مرگ (سر ای آخرت) با هم یكسان باشند؟! چه بد داوری می كنند.» (۱۰)

عدم ظرفیت دنیا برای جزای كامل

هر چند بخشی از پاداشها و كیفرهای الهی در دنیا به صورت مقطعی و اجمالی و به حكمت تنبیه و تربیت جریان دارد و در صحنه دنیا گونه های مختلفی از پاداشها یا كیفرهای تشریعی و تكوینی، مادی و یا معنوی اجرا می گردد، ولی عمومیت نداشته، تمامیت آن پاداش یا كیفر برای افراد گوناگون به ظهور نمی رسد؛ حتی میزان آنها كامل و درآن جا جامع نیست و به طور كلی تنها جایگاهی كه پاداش و كیفر به نحو كامل درآن جا بروز می كند، سرای آخرت است و دنیا از ظرفیت استیفای كامل پاداش و كیفر الهی برخوردار نیست.برای اثبات این ادعا، دلایل و شواهد فراوانی قابل ارائه می باشد كه به طور خلاصه بعضی از آنها را ذكر می نماییم:

 

۱- عدم امكان جزای برخی اعمال در دنیا

همان طور كه بیان شد، استیفای كیفر و پاداش كامل اعمال در دنیا مقدور نیست. جنایتكاری كه هزاران نفر را به قتل رسانده، چگونه می توان در دنیا او را كیفر داد؟ حتی اگر اعدام شود، باز به كیفر خود نمی رسد. شهیدی كه جان خویش را برای هدفهای عالیه و مقدس از دست می دهد، آیا در دنیا باقی می ماند تا به او پاداشی عطا شود؟ كسی كه عمری را برای خدمت به انسانها زحمت می كشد، در دنیا چه چیزی را به عنوان پاداش می توان به او داد؟ گاهی ارزش اعمال آن قدر عظیم است كه پاداشهای دنیوی قابلیت پاداش برای آن اعمال را ندارد. زندگی مادی این جهان كه پر از گرفتاریها و ناراحتیهاست، آیا پاداش قابلی برای نیكوكاران است؟ دنیایی كه به تعبیر قرآن متاعی قلیل و فانی است، چگونه پاداش اعمال بسیار نیك قرار می گیرد؟ از طرفی بر فرض این كه پاداش یا كیفر انسان به او داده شود، پاداش و كیفر اعمال آخرین روزها یا آخرین لحظات حیات او كجا داده می شود؟! امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «خداوند سبحان (بر اثر حقارت و پستی دنیا و عدم ظرفیت آن) راضی نگشت كه آن(دنیا) را پاداش دوستان خود و كیفر دشمنانش قرار دهد.» (۱۱)

۲- تنافی جزای كامل در دنیا با اختیار انسان

دنیا ظرف و مهلتی برای عمل و امتحان آدمی است كه مستلزم وجود اختیار و آزادی كافی در عمل می باشد. فرمان و حكم تكوینی خداوند بر این محقق گشته تا زمان معینی كه همان اجل مسمی و مرگ حتمی است، به انسان مهلت داده شود و ظرف مناسبی برای امتحان او فراهم گردد. ا ز این رو، مجازات كامل به سرای دیگری موكول شده است و براساس این سنت، دنیا دار مجازات كامل نیست. خداوند می فرماید: «و اگر فرمانی از سوی پروردگار تو صادر نشده بود كه آنها تا سرآمد معینی زنده و آزاد باشند، خداوند در میان آنها داوری می كرد.» (۱۲)

اگر همه افراد، در دنیا پاداش و كیفر كامل خویش را ببینند، اختیار و آزادی در عمل كه بستر رشد و تكامل است، از انسان گرفته می شود و همه به خاطر ترس یا شوق شدید، تن به خوبیها داده یا از بدیها فرار می كنند. بدیهی است این امر، فاقد ارزش خو اهد بود.

شرف انسان به آزادی و انتخاب اوست، وگرنه عبادت قهری را همه ملائكه داشته و دارند. خداوند انسان را آفریده تا در میان هوی ها و هوسها و انگیزه های ضد و نقیض، حق را انتخاب نماید. مهم این است كه انسان در میان راه حق و باطل با وجود كششهای مختلف، هوی و هوس را زیر پا گذارد، همانند یوسف(علیه السلام) شعار «معاذا...» سر داده و از گناه رهایی یابد(۱۳) و یا همچون ابراهیم(علیه السلام) فرزند را به حكم خدا به قربانگاه برده و یا اسماعیل وار تن به اطاعت و بندگی خدا دهد.(۱۴) و یا همانند علی(علیه السلام) در لیلة المبیت، رضای خدا را ترجیح داده، جانش را در خطر بیندازد و در شب حادثه در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بخوابد(۱۵) و یا در صحنه های دیگر انفاق مال و یا ایثار طعام نماید.

۳- برچیده شدن زندگی دنیوی

اگر كیفر انسانها در همین دنیا به طور كامل و سریع انجام شود، نظام دنیوی استمرار نیافته، و هدف خلقت كه فراهم شدن زمینه تكامل و تقرب است و نظام دنیوی هم میدان آن می باشد، محقق نمی شود.

قرآن كریم می فرماید: «اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان (سریعاً و بدون مهلت در دنیا) مجازات كند، جنبنده ای بر روی زمین باقی نخواهد گذاشت، ولی خداوند آنها را تا اجل نام برده شده، مهلت می دهد.» (۱۶)

بنابراین، بااستفاده از این آیه، اگر بنا بر سرعت در مجازات كامل در ظرف دنیا باشد، مجازاتهای جانكاهی چون صاعقه ها، زلزله ها و طوفانهای شدید گناهكاران را در هم می كوبد كه دیگر زمین جای زندگی برای كسی نخواهد بود. ولی خداوند به لطف و كرمش و به اقتضای حكمتش، حیات آنها را تا زمان معینی به تأخیر انداخته، به آنها فرصت توبه و اصلاح را نیز می دهد.

۴- تنافی جزای كامل در دنیا با عدالت و رحمت الهی

پاداش و كیفر فوری در بعضی موارد عادلانه نیست؛ زیرا كیفر و پاداش كامل، آن است كه تنها به خود عمل نگاه نشود، بلكه عوارض و لوازم آن و پیامدهای مثبت و منفی آن به طور مستمر مورد توجه قرار گیرد و به تعبیر قرآن، مقدم و مؤخر و آثار آن هم لحاظ شود.(۱۸) به عنوان مثال، شخصی كه با یك كتاب یا فیلم ایجاد صلاح یا فساد می كند و مردم سالها اثر خوب یا بدش را دریافت می كنند، پاداش یا كیفر عجولانه به عنوان پاداش یا كیفرِ تام و تمام بر خلاف عدالت است.

بنابراین، ضمن این كه كیفرها و پاداشهای مقطعی در دنیا نیز جاری است، اما پرونده افراد تا آخر عمر و حتی پس از آن در عالم برزخ باز و آثار و لوازم اعمال نیز به آن ملحق می شود، تا زمانی كه نظام دنیوی بر چیده و سرای آخرت برای پاداش و كیفر كامل بر پا شود.

از طرفی، در برخی موارد اجرای كیفر به نحو كامل، با لطف و رحمت الهی منافات دارد؛ زیرا ممكن است مجرم و گناهكاری با یك انقلاب درونی و توبه واقعی خود را اصلاح، حقوقی را كه برگردن دارد ادا و مفاسد قبلی را جبران كند كه این امر مستلزم مهلت در تمام مدت عمر اوست. پس اقتضای لطف و رحمت الهی آن است كه انسانِ ضعیف در دامِ شیطان و اسیرِ شهوات را تا پایان عمر مهلت دهد و كیفر تام را بعد از اتمام مهلت به اجرا گذارد، هر چند این مهلت برای بعضی سبب سوء استفاده و به ضرر آنان تمام شود.

خداوند متعال می فرماید: «پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است. اگر می خواست آنها را به اعمالشان مجازات كند، هر چه زودتر عذاب را بر آنها می فرستاد. ولی برای آنها موعدی است كه با فرارسیدن آن راه فراری نخواهند داشت.»(۱۹)

پی نوشت:

۱-) جاثیه آیه ۲۲

۲-) تفسیر كشاف، زمخشری، ج ۴، ص ۲۹۰.

۳) نجم آیه ۳۱.

۴) تفسیر صافی، فیض كاشانی، ج ۵، ص ۱۰۷.

۵) اقتباس از الهیات، محاضرات آیة ا... سبحانی، ج ۴، ص ۱۷۰ و ۱۷۱.

۶) آل عمران آیه ۱۸

۷) سوره ص آیه های ۲۷ و ۲۸.

۸) نجم آیه ۳۱ و جاثیه آیه ۲۲

۹) قلم آیه های ۳۶ و ۳۵ و ص آیه ۲۸

۱۰) جاثیه، ۲۱.

۱۱) نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت ۴۰۷.

۱۲) شوری آیه ۱۴.

۱۳) یوسف آیه ۲۳

۱۴) صافات آیه ۱۰۳

۱۵) بقره آیه ۲۰۷

۱۶) انسان آیه ۸

۱۷) نحل آیه ۶۱ و فاطر آیه ۴۵

۱۸) یس آیه ۱۲ و قیامت آیه ۱۳

۱۹) كهف، ۵۸

نویسنده: محمدحسین زنجیری

منبع: پایگاه تحقیقاتی القرآن