آیه نفی سبیل:«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء/141) و خداوند هیچ‌گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط قرار نمیدهد.

نام های قرآن

قرآن کریم به اسامی و عناوین مختلفی مشهور است که برخی از آن ها عبارت است از:

قرآن: به معنای «خوانده شده» و حدود ۵۸ بار از آن یاد شده است.

شافعی می گوید: قرآن از هیچ مبدئی مشتق نشده است، بلکه ارتجالاً و ابتدائاً برای کلام الهی وضع شده است و بنابر این مشتق از «قَرَأ» نخواهد بود و الّا باید بتوانیم بر هر چیزی که قرائت می شود لفظ قرآن را اطلاق کنیم.

فرقان: این کلمه، هفت بار در قرآن به کار رفته، و منظور از آن در دو مورد، کتاب موسی (تورات) و در دو مورد نیز قرآن است: «تبارک الذی نزّل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا».(۱(

غیر از این چهار مورد، در موارد دیگر، معنای دیگری دارد و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است فرقان نامیده شد؛ چنان که ابن عباس همین وجه تسمیه را پذیرفته است. بعضی معتقدند که قرآن از آن جهت به فرقان موسوم شده است که انسان را به نجات و موفقیت نایل می سازد و آیه «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً»(۲) نیز مؤید همین معناست، زیرا کلمه فرقان در این کتاب به معنای نجات دادن است.

کتاب: این کلمه در قرآن حدود ۲۵۵ مورد به کار رفته است که در موارد بسیاری، منظور از آن، قرآن کریم می باشد.

کتاب در اصل لغت، به معنای گرد هم آوردن است و نوشته را از آن جهت کتاب می نامند چون حروف و کلمات در آن گرد هم آمده اند و قرآن را هم بدین جهت «کتاب» نامیدند که انواع آیات و قصص و احکام در آن گرد هم آمده است.

ذکر: این کلمه که از واژه های اصیل تازی است، در موارد متعددی مورد استفاده قرار گرفته است و منظور از آن در بعضی از موارد، قرآن کریم می باشد: «انا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون».(۳) ذکر به معنای «شرف» نیز در قرآن به کار رفته است؛ چنان که گوید: «و لقد انزلنا الیکم کتاباً فیه ذِکرُکم».(۴)

وجه تسمیه قرآن به «ذکر» از آن جهت است که خداوند متعال با سخن خود بندگان خویش را به فرایض و احکام فرا می خواند.

تنزیل: این کلمه ریشه تازی دارد و چندین بار در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است؛ مانند آیه: «و انّه تنزیل ربّ العالمین».(۵) قرآن از آن جهت به این کلمه نامبردار است که آیات آن از طریق وحی به تدریج بر رسول خدا (ص) نازل گردید.

شیوه های ویژه و انحصاری

قرآن ساختار ویژه دارد؛ هم از لحاظ تفاوت هایی که سوره های مکی با سوره های مدنی دارد و هم از حیث تدریجی بودن نزول آیات، و هم از لحاظ محتوای دعوت ها، پیام ها و دستورالعمل هایش.

الف: سوره های مکی که در ترتیب نزول، مقدّم بر سوره های مدنی بوده است غالباً سوره های کوچک با آیاتی کوتاه و موزون را در بر می گیرد. این امر، حفظ و فراگیری آن ها را به غایت، آسان می کرد، به ویژه که تعداد مسلمانان در مکه، کم و محدود، و افراد با سواد آن انگشت شمار بوده اند. نزول سوره های قرآن با چنین کیفیتی، جبران کننده این کمبودها و نواقص بود و این سوره ها هرگز از حافظه ها محو نمی شد.

ب: تدریجی بودن نزول قرآن مجید، این فرصت را به مسلمانان می داد که آیات را به آسانی فرا گرفته، در حفظ و قرائت آن بکوشند. بدون شک، اگر آیات قرآن یک باره بر مردم نازل می شد تحمل، درک و حراست از آن ها در آن شرایط برای مسلمانان کاری طاقت فرسا بود.

ج: محتوای پیام ها و دستورها همواره با منافع زورمندان و سلطه جویان در تعارض بوده است. از این رو گروهی از آنان به کتمان حقایق کتاب های آسمانی و تحریف آن پرداختند.

اما قرآن شیوه ای در طرح پیام ها و دستورهای خود برگزیده است که راه را بر هرگونه کتمان و تحریف بسته و این کتاب آسمانی را از دستبرد محفوظ نگه داشته است؛ مثلاً در قرآن مجید هر جا نام برگزیدگان الهی و انسان های شایسته زمان نزول وحی به میان آمده به نام او تصریح نشده است؛ چنان که هر جا فرد یا جریانی مورد مذمّت و لعنت قرار گرفته نام آن فرد در متن قرآن ذکر نشده است.

فقط در مذمّت خاص ابولهب و همسرش استثنائاً این شیوه به کار گرفته نشده است که البته خود حکمتی دارد، زیرا عداوت خاص ابولهب و همسرش با اسلام، بر همگان روشن بوده و وابستگی او به قریش و نسبتش با پیامبر (ص) باعث شده خطری از این حیث متوجه قرآن نگردد.(۶)

در موردی دیگر نیز قرآن نام زید (زید بن حارثه) پسر خوانده رسول خدا (ص) را ذکر می کند.(۷)

برخی از ویژگی های قرآن

۱ - جامعیت و اختصار

یکی از ویژگی های قرآن، اختصار در عین جامعیت در بیان حقایق و معارف است، مثلاً آیه: «خذ العفو وَاْمُر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛(۸) با آن ها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان»، در عین کوتاه بودن از جامع ترین آیات اخلاقی است. از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «آیه ای جامع تر از آیه فوق در مسائل اخلاقی نیست.»

بعضی از علمای تفسیر در توضیح حدیث فوق گفته اند: اصول فضایل اخلاقی هم چون قوای انسانی، در سه قسمت خلاصه می شود: عقل، غضب و شهوت.

نام فضایل عقلی، حکمت است که جمله «وَاْمُر بالعرف» بدان اشاره دارد. فضایل نفسی که در برابر طغیان شهوت قرار دارد عفت نام دارد که از جمله «خذ العفو» استفاده می شود. و تسلط بر نفس در برابر قوه غضبیه است که شجاعت نام دارد و از جمله «و اعرض عن الجاهلین» معلوم می گردد.(۹)

۲ - کتاب اندیشه و عمل

قرآن بر این حقیقت تأکید دارد که این کتاب فقط برای تلاوت نیست، بلکه هدف نهایی از آن، ذکر و تدبّر و انذار است. در آیه ای می فرماید: «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبّروا آیاته؛(۱۰) این کتابی که بر تو نازل کردیم کتاب مبارکی است تا مؤمنان در آیاتش تدبّر کنند.»

۳ - پیوستگی مطالب قرآن

قرآن غالباً به مناسبتی از موضوعی به موضوع دیگر منتقل می گردد. ای بسا یک رشته مطالب متنوع را به منظور پند و اندرز و بیدار کردن وجدان ها و فطرت ها و راهنمایی عقل ها، در یک سوره متذکر می شود و همه را در کنار هم قرار می دهد و انسان گاهی تصور می کند که میان مطالب یک سوره پیوستگی کامل وجود ندارد، اما پس از دقت، روشن می شود که میان آن ها یک نوع ارتباط و پیوستگی خاص وجود دارد که سبب شده همگی در کنار یک دیگر قرار گیرند.(۱۱)

۴ - جهانی بودن قرآن

خداوند در قرآن، ملل مختلف جهان را بر آیین خویش دعوت کرده است: «ان هو الّا ذِکری للعالمین؛(۱۲) تمام حقایقی که در این کتاب آمده برای همه انسان هاست». هم چنین است خطاب های قرآن که مربوط به همه انسان هاست: «یا ایها النّاس اعبدوا ربکم؛(۱۳) ای مردم پروردگار خود را پرستش کنید.»

۵ - جاذبه قرآن

یکی از ویژگی های قرآن، جاذبه شگفت انگیز آن است، به طوری که بسیاری از مشرکان به خود اجازه نمی دادند آن را بشنوند، زیرا به تأثیر قرآن به خوبی آگاه بودند و می ترسیدند که مبادا نفوذ معجزه آسای قرآن دل های آنان را تسخیر کند.

سه نفر از سران قریش به نام های «ابوسفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق» شبی از شب ها برای شنیدن آیات قرآن مخفیانه نزدیک خانه پیامبر (ص) آمدند و این در حالی بود که حضرت نماز می خواند و قرآن تلاوت می کرد. هر کدام در گوشه ای پنهان شدند، بی آن که دیگری با خبر شود و تا صبح به تلاوت قرآن گوش سپردند. وقتی هنگام طلوع فجر شد متفرق شدند، لکن در میان راه یک دیگر را دیدند و هر کدام دیگری را سرزنش می کرد و می گفت: دیگر این کار را تکرار نکنید. شب دیگر همین کار را تکرار کردند و صبح روز بعد هنگامی که یک دیگر را مشاهده نمودند همان سخنان و همان سرزنش ها را بر زبان جاری مطرح کردند و به خانه های خود رفتند. اتفاقاً شب سوم نیز همین مسئله تکرار شد و روز بعد هنگامی که یک دیگر را ملاقات کردند بعضی از آن ها گفتند ما از این جا نمی رویم تا عهد و پیمان ببندیم که برای همیشه این کار را ترک کنیم، سرانجام پیمان بستند و متفرق شدند.

۶ - آهنگ کلمات قرآن

یکی از ویژگی های قرآن، آهنگ مخصوص لغات و کلمات قرآن است که در نوع خود معجزه آساست. مفسّران، شواهد گوناگون و جالبی برای این موضوع ذکر کرده اند؛ از جمله این داستان است که برای سید قطب، مفسّر معروف واقع شده است.

او می گوید: من از حوادثی که برای دیگران واقع شده سخنی نمی گویم، تنها حادثه ای را بیان می کنم که برای خودم اتفاق افتاده است. ما شش نفر مسلمان بودیم که با یک کشتی مصری، اقیانوس اطلس را به سوی نیویورک می پیمودیم. مسافران کشتی ۱۲۰ زن و مرد بودند و کسی در میان مسافران جز ما، مسلمان نبود. روز جمعه به این فکر افتادیم که مراسم نماز جمعه را در قلب اقیانوس و بر عرشه کشتی به جا آوریم. ما علاوه بر اقامه فریضه مذهبی، مایل بودیم یک حماسه مذهبی در مقابل یک مبلّغ مسیحی بیافرینیم که در داخل کشتی نیز دست از برنامه تبلیغاتی خود بر نمی داشت. به خصوص که او مایل بود ما را هم به مسیحیت دعوت کند.

ناخدای کشتی که یک انگلیسی بود موافقت کرد ما نماز جماعت را در صحنه کشتی بر پا کنیم و به کارکنان کشتی که همه از مسلمانان آفریقا بودند نیز اجازه داده شد که با ما نماز جماعت بخوانند و آن ها از این جریان بسیار خوش حال شدند، زیرا این نخستین باری بود که نماز جمعه بر روی کشتی اقامه می شد.

من به خواندن نماز جمعه پرداختم و جالب این که مسافران غیر مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام این فریضه اسلامی بودند. پس از پایان نماز گروه زیادی از آن ها نزد ما آمدند و این موفقیت را به ما تبریک گفتند، ولی در میان این گروه یک خانم مسیحی بود که فوق العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود به حدی که از چشمانش اشک سرازیر بود و قادر به کنترل خود نبود. او به زبانِ انگلیسی ساده و آمیخته با تأثّر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن می گفت و از جمله سخنانش خطاب به مسلمانان داخل کشتی این بود: بگویید ببینم کشیش شما با چه لحنی سخن می گفت، او فکر می کرد که حتماً باید یک کشیش یا یک مرد روحانی اقامه نماز کند - آن چنان که در نزد مسیحیان است - ولی ما به او فهماندیم که این برنامه اسلامی را هر مسلمان با ایمانی می تواند انجام دهد و سرانجام به او گفتیم که عبادت ما با لغت عربی بود؛ ولی او گفت: هر چند من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم اما به وضوح می دیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت، اما از همه این ها مهم تر که فکر مرا فوق العاده به خود جلب کرده بود این بود که در لا به لای خطبه امام شما جمله هایی وجود داشت که از بقیه جملات او ممتاز بود و دارای آهنگ فوق العاده مؤثّر و عمیقی بود، به طوری که لرزه بر اندام من انداخت. یقیناً این جمله ها مطالب دیگری بودند، فکر می کنم امام شما به هنگامی که این جمله ها را ادا می کرد مملوّ از روح القدس شده بود. ما کمی فکر کردیم، متوجه شدیم که این جمله ها همان آیاتی از قرآن بود که در بین خطبه و نماز مطرح شده بود.

فصاحت و بلاغت و نظم قرآن

قرآن، کلام خداست؛ یعنی با همین الفاظ از مقام ربوبی صادر شده و پیامبر اعظم (ص) نیز آن را با همین الفاظ دریافت کرده است و در اثبات این که کلام خداست و کلام بشری نیست، بارها و بارها، مخالفان را به هم آوردی فرا خوانده و قرآن مجید را از هر جهت، معجزه و ما فوق توانایی دانسته است: «یا می گویند [پیغمبر اکرم ] خودش قرآن را ساخته و به خدا نسبت داده است، بلکه اینان ایمان نمی آورند. پس اگر راست می گویند سخنی همانند آن بیاورند».(۱۴) «اگر جن و انس گرد هم آیند که مانند این قرآن بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد».(۱۵)

در این آیات، گاه تحدّی و همانند خواهی به کل قرآن شده است و گاه به ده آیه و گاه به یک سوره یا حدیثی مانند آن. این گوناگونی در تحدّی، سبب طرح این پرسش شده است که راز این گونه درخواست ها و تحدّی ها چیست؟

می توان گفت: آیات تحدّی در مرحله نخست، از افراد بشر می خواهد که اگر در خدایی بودن قرآن تردید دارند، کتابی همانند قرآن بیاورند. و پس از آن که ناتوانی آنان آشکار شد، تخفیف داده، از آنان می خواهد که یک سوره بیاورند که از هر جهت شبیه به یکی از سوره های قرآن باشد و همه ویژگی های آن را داشته باشد.

پس از آن که از چنین امری نیز عاجز شدند، از ایشان می خواهد که ده سوره بسازند که هر یک، جهتی از جهات اعجاز قرآن را داشته باشد؛ یعنی مجموع آن ده سوره بتواند ویژگی های یک سوره قرآن را دارا باشد. روشن است که ساختن یک سوره شبیه یکی از سوره های قرآن در همه جهات، دشوارتر از فراهم آوردن چند سوره است که در هر کدام یک ویژگی از ویژگی های قرآن باشد.(۱۶)

برخی از دانشمندان گفته اند که برترین و شریف ترین معجزات پیامبران که خواص مردم و ارباب معرفت از آن بهره می برند، علم و حکمت است، اما بسیاری از انسان ها، اعم از کسانی که استعداد و فهم حقایق را ندارند یا فاقد انگیزه حقیقت جویی هستند یا دل مشغولی های معیشتی و مشاغل، آنان را از مطالعه و شناخت علمی باز داشته است، معمولاً با پندها و معجزات ظاهری و محسوس، قانع و خاضع می شوند، چرا که شمشیر و جدال، ویژه معاندان حقیقت گریز است.

بر این اساس، می توان گفت: یکی از جهات اعجازی آیات قرآن، اعجاز لفظی از جهت فصاحت و بلاغت است. افزون بر این، قرائنی وجود دارد که این جهت را تقویت می کند. پیامبران برای امت های خود معجزاتی هم آهنگ و هم سنخ با پدیده های شگرف و جالب توجه می آوردند تا وجه اعجاز آن ها به روشنی آشکار گردد. از آن جا که در زمان نزول قرآن، فصاحت و بلاغت عرب جاهلی، زبانزد و یگانه عامل برتری علمی به شمار می رفت، تناسب معجزات با علوم عصر اقتضا می کرد معجزه پیامبر اسلام (ص) دارای این وجه از وجوه اعجاز نیز باشد تا مخاطبان خود را بدان تحدّی کند.

از سوی دیگر، آنان که در مقام تحدّی با قرآن بر آمدند، صرفاً فصاحت و بلات قرآن و اثر خود را مد نظر داشته اند. نسبت شاعری دادن به پیامبر (ص) نیز از چنین توجهی در میان معارضان و ستیزه جویان عرب حکایت دارد.

ریحانه حیدری، شماره اشتراک ۱۲۳۶۷، از نجف آباد

تعدّد معانی

حضرت علی (ع) خطاب به عبدالله بن عباس چنین نگاشته اند: «به وسیله قرآن برای آنان حجت میاور که قرآن معانی مختلفی را می رساند».(۱۷) علامه طباطبایی در این مورد می فرمایند: «در تفسیر آیه ۱۰۲ سوره بقره درباره قصه هاروت و ماروت، معانی محتمل این آیه به یک میلیون و ۲۶۰ هزار معنا می رسد».(۱۸) یا در مورد معنای آیه ۱۷ سوره هود، هزاران احتمال داده اند که برخی صحیح و برخی ناصحیح است.(۱۹)

«یکی از موضوعاتی که از سوی برخی قرآن پژوهان و عالمان برای امکان توسّع معانی مطرح شده، این نکته است که الفاظ قرآن برای روح معانی استعمال شده و نه معنای ظاهری و محسوس و مقید. مفسّران عرفانی در تبیین جملاتی که واژه های آن در معانی محسوس و عادی به کار رفته، معانی کلام را از ظاهر به امور دیگر توسعه داده اند و گفته اند می توان آیات قرآن را فراتر از فهم عرفی پیش برد، زیرا این الفاظ در طول دلالت خود معانی ای دارند که نزدیک ترین آن ها همان معانی ظاهری و ساده و ابتدایی است، در حالی که معانی دیگر برای کلام فرض می شود.

به عبارت دیگر در نظر این گروه، هر واژه ای می تواند از لایه های گوناگونی برخوردار باشد که در عرف مردم، آن معنای ظاهری، بیش تر متداول است و در مرتبه ای بالاتر، معانی مثالی و مجرّد وجود دارد که اصل و روح آن کلام را تشکیل می دهد و استعمال لفظ تنها برای آن معنای ظاهری نیست. به عنوان نمونه کلمه «ید» در نزدیک ترین فرض، به «دست» اطلاق شده است و مراد دو دست ظاهری است: «تبت یدا ابی لهب وتب»؛(۲۰) «ذلک بما قدّمت یداک».(۲۱) دو دست، کنایه از کارهایی است که توسط دست انجام داده و از پیش فرستاده است. گاهی به معنای دیگر استعمال می شود: «و قالت الیهود یدالله مغلولة غُلّت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان».(۲۲) ید، تعبیر کنایی از دست باز بودن و توان انجام کار داشتن است. و گاهی نیز کنایه از قدرت الهی است: «یدالله فوق ایدیهم».(۲۳) همه این معانی طولی برای لفظ ید وجود دارد و استعمال لفظ تنها برای «دست» نیست، بلکه برای حقیقت جامعی است که از این لفظ می توان در شکل های مختلف استعمال، ملاحظه کرد.(۲۴)

بیان تاریخ

تاریخ چون چراغی است که در صورت در اختیار قرار گرفتن می تواند راه آینده را روشن نماید؛ چنان که حضرت علی (ع) خطاب به امام حسن (ع) می فرمایند: «فرزندم، اگر چه من در حدّ تمام آنان (گذشتگان) که قبل از این زندگی کرده اند عمر نکرده ام، اما در اعمال و کارهایشان دقت نموده ام و در سرگذشت های آنان فکر کرده ام و در آثار ایشان سیر نموده و انگار که یکی از ایشان گردیده ام. بلکه با اطلاعاتی که از آنان کسب نموده ام، انگار که از اول تا آخر با همه شان همراه بوده ام. پس روشن و تیره و نفع و ضرر آن را بر رسیدم، برای تو از هر چیز لُب آن را برگرفته و نیکوتر را برایت یافتم.»(۲۵)

رسم دنیا جمله تکرار است اندر کارها

تا چه زاید عاقبت زین رسم و این تکرارها

بس عجایب چشم ما بیند که نو پنداردش

لیک چشم پیر دنیا، دیده آن را بارها

قطعی بودن نگارش قرآن در زمان حیات پیامبر (ص)

در مورد نگارش قرآن در زمان پیامبر (ص) شواهد و ادلّه فراوانی وجود دارد. هرگاه وحی نازل می شد، حضرت آن را به نویسندگان وحی املا می کرد و آن ها نیز یک نسخه نزد خود نگه می داشتند و یک نسخه از آن را در خانه رسول خدا (ص) قرار می دادند. در زیر به دو نمونه تاریخی اشاره می شود:

الف) نمایندگانی که از جانب رسول خدا (ص) به عنوان معلم قرآن و مبلّغ دینی به مناطق مختلف می رفتند، نسخه ای از قرآن به همراه داشتند.

ب) پیامبر (ص) به یکی از نویسندگان فرمود: «الق الدواةَ و حرّف القَلَمَ و...؛(۲۶) لیقه را در دوات قرار بده، قلم را کج و منحرف نگاه دار'' با`` را بلند بنویس، (دندانه های) سین را از هم پراکنده ساز، میم را کور و تو پر ننویس، الله را نیکو بنویس، رحمن را کشیده و رحیم را به خوبی بنگار و قلم را بر گوش چپ خود قرار ده.»

جمع آوری قرآن هم زمان با حیات پیامبر (ص)

معانی جمع قرآن در زمان پیامبر (ص)

۱ - به خاطر سپردن: لذا به حفّاظ قرآن، جُمّاع القرآن می گویند.

۲ - نگارش قرآن: که ممکن است به سه صورت زیر باشد:

الف) تمام قرآن نوشته شده بود، ولی آیات و سوره های آن نامرتب و پراکنده بود؛

ب) فقط آیات در قالب سوره ها مرتب شده بود، ولی هر سوره در صحیفه جداگانه ای بود؛

ج) قرآن با حفظ ترتیب آیات و سوره ها در یک جا مرتب شده بود.

جمع قرآن به معنای به خاطر سپردن که به «جمع اول» معروف است، قطعاً در زمان رسول خدا (ص) انجام شده است و آن حضرت اولین حافظ قرآن است. در آن زمان عده ای به نام حفّاظ، قُرّاء و یا جُمّاع قرآن بودند که قرآن را به خاطر می سپردند. ابن ندیم در ذیل عنوان «جُمّاع القرآن علی عهد النبی» اسامی حفّاظ قرآن زمان پیامبر (ص) را ذکر می کند که در رأس آن ها حضرت علی (ع) قرار دارد و سپس از سعد بن عبید بن نعمان بن عمرو بن زید، ابو الدراء، عویمر بن زید و... یاد می کند.

ادلّه موافقان جمع و ترتیب قرآن در زمان پیامبر

۱ - روایت زید بن حارثه در مورد تألیف قرآن: از بیان زید بن ثابت: «کنا عند رسول الله نُولِفُ القرآن من الرِقاع» استفاده می شود که نویسندگان وحی علاوه بر نگارش قرآن به تألیف و ترتیب آن در زمان پیامبر (ص) نیز مشغول بوده اند، چون تألیف تنها به معنای نگارش نیست و معنای ترتیب نیز دارد.

۲ - اهتمام پیامبر به جمع قرآن: وقتی آیه یا آیاتی نازل می شد، پیامبر (ص) به نویسندگان وحی دستور می داد آن را در فلان جا از فلان سوره قرار دهند. احتمالاً می توان نتیجه گرفت که پیامبر به نظم و ترتیب آیات نیز توجه داشتند.

۳ - تدریس و حفظ قرآن به ترتیب کنونی در زمان پیامبر (ص): سیدمرتضی می گوید: قرآن به ترتیبی که هم اکنون موجود است در زمان پیامبر (ص) مرتب شده است، زیرا قرآن تدریس می شد و عده ای آن را حفظ می کردند و گروهی مثل ابن ابی کعب از اول تا آخر قرآن را بر پیامبر خواندند.(۲۷)

قرآن، معجزه جاوید

رسولان الهی از حضرت آدم تا خاتم سعی و تلاش نمودند تا انسان ها را به خداپرستی دعوت نموده و از انواع بت پرستی ها و خرافه پرستی ها نجات دهند و در مجموع، هدف همه آن ها یک چیز بوده است. شیخ محمود شبستری می گوید:

یکی خط است ز اول تا به آخر

بر او خلق جهان گشته مسافر

در این ره انبیا چون ساربانند

دلیل و رهنمای کاروانند

وز ایشان سید ما گشته سالار

هم او اول، هم او آخر در این کار

بر او ختم آمده پایان این راه

در او نازل شده «ادعوا الی الله»

شده او پیش و دل ها جمله در پی

گرفته دست جان ها دامن وی(۲۸)

رسولان الهی برای انجام رسالت خویش نشانه هایی از جمله کتاب آسمانی و معجزه می آورند، اما پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که معجزه های گوناگونی داشتند، معجزه اصلی و جاودانه ای نیز داشت که نشانه اثبات نبوت او بود و آن، قرآن کریم است.

فلسفه تنوع معجزات پیامبران

بهترین معجزه معجزه ای است که مشابه صنعت و فن رایج در زمان خود باشد، زیرا دانشمندان هر فن با اشراف و احاطه ای که به رموز و جزئیات و اصول کار خویش دارند بهتر از دیگران قادر به تشخیص و تصدیق معجزات پیامبران خواهند بود. به همین دلیل و با توجه به اوضاع محیطی هر پیامبر، حکمت الهی ایجاب نموده است که هر پیامبری به معجزه ای خاص نظیر آن چه در عصر و محیط خویش رایج است، مجهز گردد.(۲۹)

در زمان حضرت موسی (ع) که دوران رواج جادوگری بود، خداوند معجزه ای چون «عصا» و «ید بیضا» به او می دهد و در عصر مسیح (ع) وقتی طبابت در میان یونانیان رواج پیدا می کند و پزشکان آن ها طبابت های اعجاب آور انجام می دهند، معجزه حضرت عیسی (ع) در مقام پیامبر برگزیده الهی، بینا کردن کوران، درمان امراض غیر قابل علاج و بلکه احیای مردگان است.

در عصر ظهور اسلام، آن گاه که فنون ادب در میان عرب به اوج خود می رسد و خطیبان و ادیبانی که از فصاحت و بلاغت بیش تری برخوردارند به عنوان خداوندان سخن مورد تشویق قرار می گیرند و تقدیر از آنان تا بدان جا می رسد که هفت قصیده از بهترین اشعار آنان که با آب طلا نوشته شده است، بر خانه کعبه آویزان می گردد. پیامبر اکرم (ص) با سلامی قدم در این کارزار می گذارد که همه اربابان سخن را به حیرت وا می دارد.

آن چه او عرضه می کند در همان هیئت و قالبی است که خود را در آن، سرآمد روزگار می دانستند. آری، عظیم ترین معجزه پیامبر اسلام (ص) یک کتاب است. در اصول کافی روایتی از امام هشتم (ع) نقل گردیده است که حضرت در پاسخ به فلسفه اختلاف معجزات پیامبرانی چون موسی و عیسی (علیهما السلام) و محمد (ص) فرموده است: «دلیل این اختلاف، غلبه پیامبران بر فنون رایج در عصر خویش بوده است.»(۳۰)

وجوه اعجاز قرآن

زرکشی، دوازده وجه برای اعجاز قرآن نقل کرده است که به اختصار عبارت اند از:

۱ - خداوند مردم را از معارضه با قرآن منصرف کرده است؛

۲ - اعجاز قرآن مربوط به تألیف خاص آن است؛

۳ - اعجاز قرآن به دلیل خبرهای غیبی و پیش گویی های آن است؛

۴ - اعجاز قرآن به سبب قصه ها و اخباری است که از گذشتگان آورده است؛

۵ - اعجاز قرآن به سبب خبر دادن از باطن افراد است؛

۶ - اعجاز قرآن به علت نظم و صحت معانی و فصاحت الفاظ آن است؛

۷ - وجه اعجاز قرآن، فصاحت و غرابت اسلوب و سلامت آن از هرگونه عیب است؛

۸ - وجه اعجاز قرآن، نظم و تألیف خاص آن است، به گونه ای که در کلام عرب سابقه نداشت؛

۹ - وجه اعجاز قرآن چیزی است که نمی توان از آن تعبیر کرد؛ به این معنا که وجه اعجاز قرآن چیزی است که درک می شود ولی قابل توصیف نیست؛

۱۰ - اعجاز قرآن به علت استمرار فصاحت و بلاغت در همه قرآن است؛

۱۱ - اعجاز قرآن به علت بلاغتی است که ذوق آن را می فهمد و نفس آن را می پذیرد؛

۱۲ - اعجاز قرآن به سبب همه آن وجوهی است که گفته شد و نباید وجه واحدی در نظر گرفت.(۳۱)

تحریف و انواع آن

واژه «تحریف» به معنای مایل کردن و دگرگون ساختن است(۳۲) و تحرّف سخن به معنای ایجاد نوعی دگرگونی و تغییر در آن است.

در یک تقسیم بندی کلی، تحریف سخن و از جمله تحریف قرآن را می توان به دو نوع معنوی و لفظی تقسیم کرد. تحریف معنوی، برداشت انحرافی و تفسیر و توجیه سخن بر خلاف مقصود گوینده است. این نوع تحریف به طور یقین در قرآن رخ داده(۳۳) و امام علی (ع) از وقوع این تحریف در زمان خود و در آینده خبر داده است.(۳۴) قرآن مجید از وقوع این نوع تحریف در کتاب های آسمانی گذشته، گزارش داده است.(۳۵)

تحریف لفظی، تغییر در کلمات و آیات، افزایش یا کاهش الفاظ آن هاست.

ادلّه تاریخی و عقلی بر عدم تحریف قرآن

برای اثبات مصونیت قرآن کریم از تحریف، ادلّه متعددی ذکر شده است؛ از جمله:

۱ - دستورها و توصیه ها و اهتمام ویژه پیامبر اکرم (ص) در مورد تلاوت و حفظ و کتابت قرآن کریم که سبب توجه و عنایت خاصّ مسلمانان به این امر به عنوان یکی از وظایف مهم دینی گردید. علاقه زایدالوصف مردم به قرآن کریم به دلیل فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه آسای آن، در کنار توصیه های نبی اکرم (ص)، عامل مضاعفی در انس هر چه بیش تر آنان با قرآن و اهتمام به تلاوت و حفظ آن می گردید.

۲ - با توجه به مبارزه طلبی قرآن مبنی بر این که اگر قادرید «یک آیه مثل آیات قرآن بیاورید» اگر دست جعل و تحریف در قرآن راه پیدا می کرد، دست آویز کافران، چه از اهل کتاب (یهود و نصارا) و چه غیر آنان قرار می گرفت و به آن تمسّک می کردند و به تواتر تاریخی نقل می شد.

۳ - با توجه به توصیه های پیامبر اکرم (ص) و اهتمام مسلمانان به تلاوت و حفظ و کتابت قرآن کریم و با توجه به تقدس و احترام ویژه ای که برای قرآن کریم قائل بودند، بر اساس شواهد تاریخی، مسلمانان حساسیت ویژه ای به حفظ و صیانت از قرآن داشتند، به گونه ای که حتی در برابر حذف یک «واو» از قرآن کریم شدیدترین عکس العمل ها را نشان می دادند و شمشیر از نیام بیرون می کشیدند.(۳۶)

۴ - در هیچ مقطعی از تاریخ، قرآن مفقود نشده است. هم چنین هیچ گاه کسانی به جای قرآن رایج، ادعای وجود قرآنی دیگر به عنوان قرآن اصلی نکرده اند. ضمن این که هیچ وقت نزاع و دعوایی بر سر تغییر، حذف یا زیادت آیات قرآن در میان مسلمانان رخ نداده است.

۵ - در طول تاریخ، مردم بالاتفاق سینه به سینه و نسل به نسل، قرآن رایج را حفظ و منتقل کرده اند. اگر کوچک ترین تغییر و تحریفی صورت می گرفت، با توجه به اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن، منشأ نزاع و خون ریزی می گردید و طبیعتاً اگر هر یک از امور فوق رخ می داد با توجه به انگیزه کفار و این که می توانست دست آویز خوبی برای آنان باشد، آن را نقل می کردند. در حالی که هیچ یک از امور فوق حتی توسط مشرکان و کفار و یهود و نصارا نقل نشده است.

۶ - از عوامل دیگری که موجب حفظ و مصونیت قرآن کریم از تحریف شد، نوشتن عین الفاظ وحی با اهتمام نبی اکرم (ص) در زمان خود آن حضرت بود.

دلایل روایی مصونیت قرآن

الف) حدیث معتبر ثقلین که به صورت متواتر در منابع روایی شیعه و اهل سنّت نقل شده است. در این حدیث مشهور آمده است: قرآن و اهل بیت دو گوهر گران سنگی هستند که مادام که امت اسلام به آن دو چنگ زنند، هرگز گمراه نخواهند شد. در صورتی که اگر قرآن تحریف شده بود چنگ زدن به آن نه تنها مانع گمراهی نمی شد بلکه خود گمراه کننده بود.

ب) روایات فراوانی وجود دارد که توصیه می کند قرآن را در بازشناسی آرا، تمایلات و جریانات فکری و اجتماعی حق از باطل، محور و محک قرار دهید؛ مانند: «التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن؛(۳۷) آن گاه که فتنه ها [جریانات فکری و اجتماعی منحرف ]چونان پاره های شب تیره بر شما مشتبه شدند، بر شما باد به قرآن.»

ج) روایاتی نیز داریم که تأکید می کند روایات را با قرآن محک بزنید و مخالف آن را کنار بگذارید.

د) روایات فراوانی وجود دارد که با صراحت یا با ملازمه قطعی، بر مصونیت قرآن از تحریف در زمان امامان (ع) دلالت دارد(۳۸) و ظاهر آن ها مصونیت قرآن در طول تاریخ است؛ مانند روایتی که در آن از امام صادق (ع) درباره قرآن سؤال می شود و حضرت در پاسخ می فرماید: «قرآن سخن خدا، کتاب خدا، وحی الهی و نازل شده از سوی اوست و آن کتاب نفوذناپذیری است که باطل به هیچ وجه به آن رو نمی آورد.»(۳۹)

گفتار بزرگان و دانشمندان درباره عدم تحریف قرآن

هر چند وقوع تحریف در قرآن از بعضی از محدّثان شیعه و اهل سنّت که اطلاعات ناقصی درباره قرآن داشته اند نقل شده، اما با روشن گری های بزرگان و دانشمندان، این عقیده باطل به دست فراموشی سپرده شده است.

شیخ صدوق (ره) با کمال احاطه و تتبّعی که در اخبار دارد، در کتاب اعتقاداتش می گوید: «اعتقاد ما امامیه این است که قرآنی که بر پیغمبر (ص) نازل شده همین است که ما بین الدفتین است و بیش از این نیست و هر که به ما نسبت دهد که قائل به نقصان در قرآنیم دروغ گوست.»

شیخ طوسی (ره) در تفسیر تبیان می گوید: «اما کلام در زیاد و کم شدن قرآن از سخنانی است که لایق به قرآن نیست، زیرا قول به زیاد شدن در قرآن، بطلان آن، اجماع تمام مسلمانان از خاصّه و عامّه است و قول به کم شدن نیز خلاف ظاهر مذهب مسلمانان می باشد و نزد ما هم اقرب به صواب و صحت، قول به عدم نقیصه است و سید مرتضی (ره) آن را تأیید فرموده است.»(۴۰)

مرحوم محقق یزدی در کتاب عروة الوثقی، عدم تحریف قرآن را از جمهور مجتهدان شیعه نقل می کند. تا آن جا که مرحوم سید مرتضی در جواب «المسائل الطرابلسیات» می گوید: «صحت نقل قرآن، آن قدر واضح و روشن است که گویا مانند اطلاع و آگاهی ماست از شهرهای معروف دنیا و حوادث بزرگ تاریخی و کتب مشهور و معروف.»

بزرگان و محققان اهل سنّت نیز غالباً بر همین عقیده اند.(۴۱)

آقای پروفسور میراحمد علی، از علمای پاکستان، قرآن را به انگلیسی ترجمه کرده است و راجع به تحریف قرآن از علمای بزرگ سؤال نموده تا فتاوا و نظرات آن ها را در ترجمه قرآن خود ثبت نماید. در پاسخ ایشان عموماً تصریح کرده اند که عقیده شیعه بر عدم تحریف است، چه به زیاده و چه به نقصان.(۴۲)

پی نوشت ها:

۱) فرقان (۲۵) آیه ۱.

۲) انفال (۶) آیه ۲۹.

۳) حجر (۱۵) آیه ۹.

۴) انبیاء (۲۱) آیه ۱۰.

۵) شعراء (۲۶) آیه ۱۹۲.

۶) ر.ک: کیهان اندیشه، ش ۲۸، مقاله استاد سیدمرتضی عسکری.

۷) احزاب (۳۳) آیه ۳۷: «فلمّا قضی زید منها وَطراً...».

۸) اعراف (۷) آیه ۱۹۹.

۹) تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۶۲.

۱۰) ص (۳۸) آیه ۲۹.

۱۱) منشور جاوید، ج ۱، ص ۲۲.

۱۲) انعام (۹) آیه ۹۰.

۱۳) بقره (۲) آیه ۲۱.

۱۴) طور (۵۲) آیات ۳۲ و ۳۳.

۱۵) اسراء (۱۷) آیه ۸۸.

۱۶) علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۸؛ محمدتقی مصباح یزدی، قرآن شناسی، ص ۱۲۳ - ۱۲۱.

۱۷) نهج البلاغه، نامه شماره ۷۷.

۱۸) تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۳۴.

۱۹) همان، ج ۱۰، ص ۱۸۳.

۲۰) مسد (۱۱۱) آیه ۱.

۲۱) حج (۲۲) آیه ۱۰.

۲۲) مائده (۵) آیه ۶۴.

۲۳) فتح (۴۸) آیه ۱۰.

۲۴) سیدمحمدعلی ایازی، سایت تبیان.

۲۵) نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۲۶) برگرفته از: محمدجمال الدین خوش خاضع، تاریخ قرآن کریم، ص ۱۳۷.

۲۷) همان، ص ۱۴۰.

۲۸) شیخ محمود شبستری، دیوان گلشن راز؛ به نقل از: دین و زندگی، سوم دبیرستان، ص ۴۴.

۲۹) محمد بیستونی، قرآن شناسی جوان، ص ۵۲.

۳۰) همان، ص ۵۴ - ۵۳.

۳۱) بدرالدین زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج ۲، ص ۱۰۷ - ۹۳.

۳۲) حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۲، ص ۱۹۷.

۳۳) مراد از این نوع تحریف، برداشت های نادرست و بدون ضابطه از قرآن است که به «تفسیر به رأی» نامبردار است.

۳۴) سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۷.

۳۵) نساء (۴) آیه ۴۶؛ بقره (۲) آیه ۷۵.

۳۶) الدر المنثور، ج ۳، ص ۲۳۲؛ دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام، ج ۱، ص ۹۴ و علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۲۵۶.

۳۷) بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۱۷.

۳۸) این موضوع که علی (ع) پس از به دست گرفتن خلافت ظاهری هیچ گونه اقدامی در مورد قرآن انجام نداد، از نظر تاریخی و روایی، شاهد دیگری بر عدم تحریف قرآن تا آن زمان است.

۳۹) بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۱۱۸ - ۱۱۷.

۴۰) أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۱۶.

۴۱) تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۱۹.

۴۲) تفسیر نوین، مقدمه، ص ۳۹.