آیه نفی سبیل:«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء/141) و خداوند هیچ‌گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط قرار نمیدهد.

قرآن و اتحاد اسلامی

چکیده
ایجاد اتحاد میان آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از آرمان های اصیل اسلام است. انسجام اسلامی از اصول راهبردی مورد توجه قرآن و سیره نبوی و ائمه اطهار(ع) است که در بیانات بنیانگذار وحدت بزرگ اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیز بدین بیان تجلی کرده است: «اسلام در دو کلمه خلاصه می شود: کلمه توحید و توحیدِ کلمه».

در این مقاله بر آنیم که به تبیین نقش وحدت اسلامی ، آثار ، مؤلفه ها و مبانی و مصادیق قرآنی آن و نقش آن در اعتلای نظام اسلامی بپردازیم.


مقدمه
انسان در طول قرون و اعصار به اهمیت زندگی اجتماعی پی برد و با همگرایی و وحدت، اقوام پدیدار شدند و برای حفظ آسایش و امنیت خود، ناچار گروهی به عنوان جنگاور، وظیفه رزم و دفاع را برعهده گرفتند و با گذشت زمان، شیوه های تهاجم و دفاع نیز پیچیده شد. با این همه، همواره ملتی پیروز میدان های نبرد بوده که ب هم اتحاد داشته و دارای عزت نفس بوده است. برای شکل گیری امت اسلامی، پیامبر اسلام(ع) بر پایه آموزه های قرآنی، نخست به بازسازی بینشی و نگرشی قوم اقدام کرد و برای دستیابی به این مهم، در مفاهیم نیز دست برد و با استفاده از واژگان موجود به تدریج مفاهیم جدیدی را به مردمان القا کرد. از جمله اصطلاحاتی که در فرهنگ اسلامی بیانگر همدلی و همگرایی و همفکری امت اسلامی است، اصطلاح «انصار» است. به بیان دیگر، بهترین شاهد برای امت سازی قرآنی پیامبر، همدلی و همگرایی است که در شکل و قالب انصار در مدینه شکل گرفت.

قرآن ضمن اینکه یکی از اهداف پیامبر را «امت سازی» می نامد، امت اسلامی در عصر پیامبر را بهترین امت و جامعه ای دانسته است که تا آن زمان تشکیل شده بود.[1] از ویژگی هایی که قرآن برای امت نمونه و شاهد بیان می کند، این است که بر کارهای یکدیگر نظارت دارند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند،[2] تعاون بر خیر و تقوا در میان ایشان اصالت دارد: )وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التّقْوی(، برادری ایمانی در میانشان به اندازه ای است که از خود می گذرند و ایثار می کنند، در جستجوی وضعیت یکدیگر به تجسس و جاسوسی اقدام نمی کنند، غیبت و تهمت و افترا در میانشان نیست، اختلافات کلی و جزئی را با حکمیت و یا رجوع به قانون حل و فصل می کنند، در میانشان شمشیر قضاوت نمی کند، جان و مال و آبروی یکدیگر را محترم می شمارند، امنیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی را برای یکدیگر و جامعه فراهم می آورند، عوامل پدید آورنده آرامش و آسایش در جامعه را تقویت می کنند، در همه امور اصل بر تقوا و عدالت و قسط نهاده می شود، عفو و گذشت را حتی در مورد قاتل در نظر می گیرند و اصالت را به قصاص و قتل نمی دهند؛ هر چند قصاص و امور دیگری از این دست حقشان است و به یک معنا از حق خویش برای تقویت همبستگی می گذرند، اصول همدلی و همراهی را در خود تقویت می کنند، از یکدیگر انتقام نمی گیرند و ... .

قرآن افزون بر اینکه به مسئله اتحاد از دیدگاه اجتماعی آن نگریسته و بر اهمیت آن در میان انسان ها و ادیان توحیدی و مؤمنان واقعی تأکید کرده است، پیوندها و همبستگی امت اسلام و مؤمنان را نوعی «تصرف الهی» برمی شمارد.

بنابراین اتحاد در کاربردهای قرآنی از چنان جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار است که از آن به عنوان نعمت خاص یاد می کند و خداوند را در ایجاد آن به طور مستقیم دخیل می داند. همچنین از مؤمنان می خواهد تا با یادآوری دوران تلخ تفرقه و آشوب، در حفظ اتحاد بکوشند؛ زیرا اتحاد میان امت مؤمن به خواست خداوند شکل گرفته است: ) وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها(.[3] از اینکه قرآن در ایه مذکور به مسئله دشمنی میان مردمان اشاره دارد، می توان دریافت که دشمنی و اختلاف موجود در میان مردم موجب می شد که آنان نتوانند حتی در این جهان از آثار و برکات اتحاد بهره مند شوند. در نگرش قرآنی «اتحاد» انسان ها از چنان جایگاه و ارزش خاصی برخوردار است که قرآن در پنج ایه به صراحت این نکته را مورد توجه قرار می دهد که اگر مصلحت ایجاب می کرد، خداوند با اراده تکوینی خود، همه مردم را امتی یک پارچه قرار می داد.[4]

آثار اتحاد از دیدگاه قرآن
آثار اتحاد از دیدگاه قرآن از مهم ترین و شاخص ترین عناصر زندگی بشر است که انسان به عنوان امری راهبردی در زندگی خویش خواهان دستیابی به این آثار است. از جمله این اهداف و عناصر می توان به «امنیت و آرامش اجتماعی و سیاسی» اشاره کرد. قرآن تبیین می کند که مهم ترین دستاورد اتحاد هر جامعه ای، حفظ صلح و آرامش و امنیت و دور ماندن از جنگ و خونریزی و جدایی و تفرقه است؛ زیرا اتحاد در جامعه جهانی، حس نوع دوستی و همکاری متقابل را تقویت می کند و همه فتنه های اجتماعی را که از برتری جویی نژادی سرچشمه می گیرد، از میان می برد؛ چنان که اتحاد میان مؤمنان و پیروان ادیان آسمانی از تنش و درگیری میان آنها می کاهد. قرآن از تفرقه به عنوان کرانه های گودال آتش جهنم یاد می کند.[5]

از دیگر آثاری که قرآن برای اتحاد برمی شمارد، استواری و حفظ هیمنه و استحکام جامعه است. هنگامی که جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به کناری نهد، دل ها به هم نزدیک و صفوف آنها منسجم و مستحکم می گردد؛ به گونه ای که خللی در میان نمی ماند تا دشمن از آن نفوذ کند و به جامعه ضربه زند. قرآن با اشاره به آثار اختلاف در میان مردمان می فرماید: ) وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا(.[6] در این تحلیل، علت و سبب شکست جامعه، وجود اختلافات و درگیری ها دانسته شده است که مفهوم دیگر آن می تواند چنین باشد که اتحاد، عاملِ انسجام و وحدت صفوف و در نتیجه، پیروزی است.

مؤلفه های اتحاد
قرآن برای دستیابی به اتحاد به اموری اشاره می کند که می توان از آنها به عنوان عوامل بیرونی و درونی اتحاد یاد کرد. از آنجا که روش و هدف واحد به عنوان اصلی ترین مؤلفه های اتحاد و اتفاق مطرح هستند و بی آن، امت پدید نمی یابد، قرآن پذیرش کامل دین اسلام را مهمترین عامل اتحاد بر می شمارد؛ زیرا با انتخاب آن، اتحاد روشی و هدفی کامل میان مجموعه ای که قرآن از آن به عنوان امت اسلامی یاد می کند، تحقق می یابد.[7]

تأکید قرآن بر پذیرش کامل ـ که در ایه 208 سوره بقره به آن اشاره شده است ـ به این معناست که ایمان به بخشی از دین و فروگذاری بخشی دیگر، به مثابه اختلاف و دامن زدن به آن است که نمی تواند عاملی برای اتحاد شمرده شود، به ویژه آنکه بسیاری از اختلافات در جوامع به جهت پذیرش ناقص دین و مکتب پدید می اید. از این روست که قرآن پذیرش ناقص دین را مذموم می داند و از آن انتقاد می کند و بر چنین روشی وعده عذاب می دهد[8]؛ چون مهم ترین عامل اختلاف در میان ادیان و جوامع دینی بلکه انسان ها، «عدم پذیرش کامل دین» است.[9]

قرآن از عدم پیراستگی درونی انسان ها به عنوان مانع مهم اتحاد نام می برد و از مردمان می خواهد تا با تزکیه نفس و پیروی از اصول تقوا و تقویت هنجار های اجتماعی، اتحاد را در جامعه گسترش دهند؛ زیرا وجود خصلت های ناپسندی چون: حسادت، تکبر، کینه توزی، لجاجت، شهرت طلبی، دنیا پرستی، غیبت و تهمت می تواند عامل مهمی در ایجاد اختلاف و تفرقه میان مردمان باشد.[10]

تأکید قرآن بر احسان، نیکوکاری، انفاق و دیگر رفتارهای پسندیده و معروف به عنوان تأکید بر عوامل اتحاد است؛ زیرا افرادی که در حق دیگری نیکی می کنند و از مال و جان خویش می گذرند و به نیازمندان و مستمندان کمک می کنند، بستر و زمینه مناسبی برای اتحاد و همدلی فراهم می سازند. البته قرآن به این نکته هم اشاره می کند که دشمن درون و بیرون از جنّی و انسی بیکار نمی نشیند و می کوشد که با بهره گیری از نقاط ضعف و مشکلات و دشواری های پیش آمده، تخم عناد و دشمنی را در میان جامعه بپراکند و مردمان را به تنازع و درگیری بکشاند. دشمنان با آنکه در میان خود دارای اختلاف بسیاری به جهت تضاد روشی، هدفی و منافعی اند، ولی در برابر مؤمنان متحد می شوند و دسته جمعی می کوشند تا اسباب شکست و نابودی مؤمنان را فراهم آورند و از این روست که به عنوان مانعی مهم در سر راه اتحاد امت اسلامی مطرح می شوند.[11]

مصادیق قرآنی اتحاد ملی و انسجام اسلامی
وحدت و انسجام اسلامی در تمامی منابع اسلامی به ویژه در قرآن، سیره نبوی و علوی همواره مورد تأکید بوده است. به این ایات و روایات توجه کنید:

1. ) وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ.([12]

2. )وَ لا تَکُونُوا کَالّذینَ تَفَرّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیم([13].

3. )هُوَ الّذی أَیّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ وَ أَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی اْلأَرْضِ جَمیعًا ما أَلّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنّ اللّهَ أَلّفَ بَیْنَهُمْ إِنّهُ عَزیزٌ حَکیم(.[14]

4. )وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلّکُمْ تَهْتَدُونَ.([15]

5. )شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصّی بِهِ نُوحًا وَ الّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرّقُوا فیه([16].

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «من فارق جماعة المسلمین فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه، (قیل: یا رسول الله و ما جماعة المسلمین؟) قال: جماعة أهل الحق و إن قلوا؛ هر کس از اجتماع مسلمانان دوری کند، ریسمان اسلام را از گردن خود باز کرده است. گفته شد: مراد از جماعت مسلمانان چیست؟ فرمودند: حق گرایان؛ اگر چه در اقلیت باشند».

امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) می فرماید: «أوصیک یا حسن و جمیع ولدی و أهلی و من یبلغه کتابی بتقوی الله ربکم و لاتموتن الاّ و أنتم مسلمون اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا».

در بیانات امام خمینی(ره) نیز رسا ترین دستورهای اسلام را در مورد اتحاد بدین مضمون می یابیم که: «اسلام دستور داده و فرموده است: )وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا(. همه با هم، تمام اقشار با هم، اعتصام به حبل الله، با توجه به خدای بزرگ همه باید پیش برویم، تخلف از این دستور الهی جرم است، گناه است. دستور اسلام است که همه باید معتصم به حبل الله باشیم».

«ملت ها و دولت ها اگر بخواهند به پیروزی و هدف های اسلامی به تمام ابعادش که سعادت بشر است برسند، باید اعتصام به حبل الله کنند، از اختلافات و تفرقه بپرهیزند و فرمان حق تعالی را اطاعت کنند».

با توجه به مبانی بالا، به نظر می رسد که نه تنها طرح وحدت و انسجام اسلامی طرحی راهبردی و یکی از اصول مهم مورد توجه قرآن و سیره و سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار است، بلکه بنا به فرموده حضرت امام خمینی که همیشه می فرمود: «اسلام در دو کلمه خلاصه می شود: کلمه توحید و توحید کلمه»، می توان معتقد بود که اصل وحدت و انسجام اسلامی در کنار اصل توحید، از مهم ترین مبانی نظری و عملی جمهوری اسلامی ایران است.

انسجام از منظر قرآن و اهل بیت(ع)
1. صفات یاران پیامبر(ص)
قرآن کریم، صفاتی برای یاران پیامبر(ص) برمی شمارد که تلاش برای تخلق یافتن همیشگی و مستمر به آنها، باعث می شود تا مسیر هدایت و وحدت برای ما هموارتر گردد. این صفات عبارت اند از :

1ـ1. شدت عمل و سخت گیری بر کفار، به این معنا که از آنها تأثیر منفی نگیرند و همواره با کسانی که به هر شکلی می خواهند وحدت را خدشه دار کنند، کنار نیایند.

2ـ1. مهربانی، کمک و ایثار در برابر برادران دینی خود.

3ـ1. عبادت آگاهانه و عاشقانه، از خصایص پیروان آن حضرت است. اینان به دنبال عبادت کورکورانه و یا ریاکارانه نیستند؛ زیرا عبادتی که منشأ آن یکی از این دو باشد، نمی تواند اثر وضعی بر روح و روان و سیمای این مؤمنان بگذارد.

2. نزاع نکنید
خداوند تبارک و تعالی در ایه دیگری از قرآن می فرماید: «از خدا و فرستاده اش پیروی کنید و نزاع نکنید؛ زیرا سست می شوید و شکوه و جلالت شما از بین می رود».[17]

در این ایه چند نکته حائز اهمیت است:

1ـ2. برای اینکه تفرقه به وجود نیاید، وجود و حضور قانون و رهبر لازم است. قانون کامل و جامع باعث می شود تا اختلافات و درگیری ها به حداقل برسد و بعد از آن وجود رهبر و فرمانده باعث می شود تا نواقص و ضعف های قانون، موجب اختلاف نشود.

2ـ2. در مسیر وحدت، به صبر و شکیبایی نیاز است؛ زیرا گاهی موضوعی خلاف میل ماست و باید برای آنکه نظم امور مسلمانان بهم نخورد، از خواسته شخصی و یا حزبی عدول کنیم و مسئله را تا زمانی که طرح آن به وحدت ضرر بزند، به تعویق بیندازیم.

3ـ2. تعویق خواسته، حتی جایی که انسان بر حق باشد، نیازمند ایثار، و یکی از مظاهر جهاد اکبر و مبارزه با نفس است؛ همان گونه که حضرت علی(ع) چنین بود و استخوان در گلو و خار در چشم، همه آن شرایط را تحمل کرد.

4ـ2. اختلاف و درگیری، کاهش کارایی را در پی دارد. توجه به موضوعات مورد نزاع حزبی یا فردی، از توجه به مسائل عام المنفعه می کاهد و همچنین وقتی انسان متوجه امور احساسی شد، از توجه به امور کارشناسی و اقدامات پژوهشی باز می ماند که هر دو باعث کاهش کارایی و عدم استفاده بهینه از منابع مختلف می شود.

5ـ2. این ایه اشاره به نزاع و درگیری لفظی میان گروهی دارد؛ یعنی اگر مسلمانان برای موضوعات پیش پا افتاده با هم درگیر شوند، هم از مکر و توطئه دشمن غافل می شوند و هم توان اجرایی و فکری آنان کم می شود؛ در نتیجه، دشمن طمع می کند.

گاهی اوقات بر اثر بی تدبیری، نزاع لفظی و درگیری صورت می گیرد و یا اموری اتفاق می افتد که ضربه آن از حمله دشمن بدتر است. پس طمع و هجوم دشمن نتیجه رفتار ماست و «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنها خود، سرنوشتشان را تغییر دهند».[18]

6ـ2. این ایه به جدال ها و نزاع هایی اشاره دارد که منفعتی ندارند. اما بیان دیدگاه ها با توجه به ضرورت و اقامه دلیل و همراه با انصاف، نه تنها به زیان جامعه نیست، بلکه مطلوب و باعث روشن شدن نقاط ضعف و چاره اندیشی برای آن است. ب توجه به این سه اصل، دولتمردان، اهل قلم، متخصصان و ... وظیفه شرعی و ملی دارند تا در قبال اقداماتی که با ادله علمی مخالف است، نه تنها سکوت نکنند بلکه فریاد برآورند و ضمن موشکافی ضعف ها، به راهکارهای عملی توجه کنند و با نقدهای منصفانه راه را برای توسعه و شکوفایی بگشایند.

3. عبرت از سرنوشت دیگر امت ها
امام علی(ع) می فرماید: «از بلاهایی که به سبب اعمال زشت و نکوهیده بر سر ملت های پیش از شما آمد، بپرهیزید و احوال خوب و بد آنان را به یاد آورید... . اگر در احوال نیک و بد آنان بیندیشید، همان کاری را انجام دهید که عزیزشان کرد... و از کارهایی که پشت آنان را شکست و قدرت آنان را از بین برد، دوری کنید...».[19]

در این خطبه، حضرت امیر(ع) به موضوعات مختلفی از جمله: علوّ شأن خداوند، نکوهش صفت تکبر، دشمنی شیطان، نکوهش اخلاق جاهلی، پرهیز از سران متکبر و خودپسند، ضرورت عبرت از گذشتگان، فلسفه عبادت، علل پیروزی و شکست ملت ها و ... اشاره فرموده و در یک فراز از آن، علل پیروزی و شکست ملت ها را بیان کرده است. آن حضرت عمده ترین آن علل را تفرقه، کینه توزی، دشمنی و یاری نکردن همدیگر می داند که اگر در جامعه ای این امور اتفاق بیفتد، شکست آن جامعه حتمی است و هیچ کس جز خود را نباید ملامت کرد.

در واقع باید علت سقوط دولت ها و ملت های مختلف دنیا را دریافت و برای آنکه این اتفاق برای خودمان پیش نیاید، باید تمهیدات لازم را با واقع بینی و تدبیر فراهم کرد.

4. پرهیز از تعصب
پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: «کسی که تعصب بورزد یا به وی تعصب بورزند، حلقه ایمان را از گردن خویش باز کرده است».[20]

این روایت حاوی نکات بسیاری است که آن را تقدیم می کنیم:

1ـ4. تعصب؛ یعنی اصرار و پافشاری بدون دلیل و استدلال، برای انجام یا ترک موضوعی که منشأ آن، جهل و نادانی است.

2ـ4. کسی که متعصب است و به عقل و استدلال توجه نمی کند، در واقع ایمان ندارد؛ زیرا ایمان ریشه در عقلانیت و آگاهی دارد. مسلمان تا زمانی که در دایره تعصب و جهل گرفتار است، مزه و حقیقت ایمان را نخواهد چشید.

تعصب گاهی در امور دینی است و گاهی در امور اجرایی و کاری. مسلمان و مؤمن، مکلف به حرکت و تلاشی است که ریشه در عقلانیت و تدبیر دارد. او از همه راه های رسیدن به علم و پژوهش استفاده می کند. و بدون پشتوانه علمی حرکتی را آغاز نمی کند.

3ـ4. تعصب آغاز تفرقه و پایان همدلی و اتحاد است. اگر سخن و استدلال اهل نظر مورد توجه قرار نگیرد و در تصمیم گیری ها از فکر ایشان استفاده نشود، قطعاً وحدت و همدلی حاصل نخواهد شد و این ضایعه بزرگی خواهد بود.

4ـ4. ما مکلفیم که نه خودمان متعصب باشیم و نه اجازه بدهیم دیگران به سود ما تعصب بورزند. به عبارتی دیگر، نباید بگذاریم از ما بت بسازند. خواه فرد سیاسی باشیم، ی مذهبی یا هر کس دیگر. تعریف و تمجیدهای غلط باعث می شود که از ما بت بسازند. در تاریخ افرادی که به وسیله اطرافیان منحرف شدند، کم نیستند. «مدعیان مهدویت» اگر مورد تصدیق افراد جاهل تر از خودشان قرار نمی گرفتند، به گمراهی های بزرگ نمی افتادند. پس تعصب یعنی اصرار بر جهل و عدم توجه به منطق و استدلال، اصراری که مایه سقوط فرد و جامعه خواهد بود، خواه این تعصب مذهبی باشد یا قومی، سیاسی، حزبی و یا... .

امام علی(ع) در این زمینه می فرماید: «هیچ کس را نیافتم که بدون علت درباره چیزی تعصب بورزد، جز با دلیلی که با آن ناآگاهان را بفریبد و... جز شما؛ زیرا درباره چیزی تعصب می ورزید که نه علتی دارد و نه سببی... . پس اگر به تعصب ورزیدن ناچارید، برای اخلاق پسندیده ... تعصب داشته باشید...».[21]

در این روایت چند نکته حائز اهمیت است:

یک: عده ای خود را به تعصب می زنند تا بتوانند افراد جاهل و نادان را بفریبند و از این طریق افکار شیطانی خود را عملی کنند.

دو: عده ای بی دلیل متعصب اند که اینان افرادی بی هدف اند، بلکه بازیچه دیگران قرار می گیرند، اما امید نجات دارند؛ زیرا بر تعصب خود آگاه نیستند و قصد انحراف دیگران را هم ندارند.

سه: تعصب در امور خیر و اخلاق پسندیده، خوب و جایز است. این همان است که به عنوان عِرق دینی و ملی از آن یاد می کنیم.

بنابراین تعصب در نوع سوم به معنی غیرت است که پسندیده و شایسته است و همراه با شعور و آگاهی است.

5. پرهیز از کشمکش
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «پس از نهی از بت پرستی، از چیزی به اندازه کشمکش کردن با مردم نهی نشدم».[22]

کلمه «ملاحاة» که در این روایت به کار رفته و به معنی کشمکش است، مصدر ناقص یایی در باب مفاعله است. غالب استعمال این باب برای انجام کار در میان دو نفر است و «لحی» (فعل ثلاثی مجرد این باب) به معنی «پوست درخت را کند» است،[23] اما اگر گفته شود: «لحی فلانا»، یعنی «فلانی را سرزنش و ملامت کرد و به او دشنام داد و از او عیب و ایراد گرفت».

«کشمکش» در لغت فارسی مرکب از دو کلمه «کَش» (امر) و «مکش» (نهی) است که کنایه از گفتگو، جرّ و بحث و جنگ و نزاع است.[24]

از آنجایی که کشمکش دو طرفه است، وقتی یک طرفِ ماجرا شروع به ملامت و دشنام می کند، طرفِ مقابل هم کوتاه نمی اید و مقابله به مثل می کند. در واقع کشمکش باعث می شود که لباس حیا و ادب کنده شود؛ همان گونه که اگر پوست درخت بیش از اندازه کنده شود، قطعاً ادامه حیات این درخت در جذب مواد اولیه از خاک و تبدیل آن به میوه با مشکل مواجه می شود و چه بسا درخت نیز خشکیده شود. هنگامی که حرمت و حیا در مؤمنان از بین رفت، دیگر ارزش و منزلتی برای آنان باقی نمی ماند. بدین روی، مؤمنان وظیفه دارند که اشکالات و اختلافات خود را در فضایی صمیمی و به دور از بی نزاکتی و بی ادبی و با استدلال با یکدیگر مطرح سازند.

البته اگر زبان مشترکی هم نباشد، کشمکش اتفاق می افتد. بدین جهت، در آن شرایط نیز هر گونه بحث و استدلالی بی نتیجه است و ادامه دادن آن باعث ملال خاطر و جدال خواهد شد.

به نظر می رسد در عمده جریا ن هایی که به کشمکش تبدیل می شود، نوعی لجاجت و غرض وجود دارد که هدفش خرد کردن طرف مقابل است. گاهی جهل، هوای نفس و مقدس مآبی هم چاشنی آن می شود.

6. نقش وحدت بین خواص
امام علی(ع) می فرماید: «أفامرهم الله بالاختلاف فأطاعوه أم نهاهم عنه فعصوه...»[25]

خطبه 18 نهج البلاغه گوشه ای از استدلال امیرمؤمنان(ع) در خصوص کسانی است که به نام دین برای خودشان وجهه ای به دست آورده اند و برای منافع خود تا جایی پیش رفته اند که حتی حلال خدا را نیز حرام کرده اند.

در این خطبه روی سخن، آدم های معمولی و کوچه و بازار نیست، بلکه همه آنانی است که مردم آنها را به عنوان نمایندگان دین می شناسند. اختلاف و بی تقوایی در میان خواص اهل دین، صدمات و لطمات جبران ناپذیری را وارد می کند؛ کما اینکه از صدر اسلام تا کنون بیشترین ضربه را همین افراد منافق، خواصِ دنیاطلب و متنسّکان جاهل زده اند و هر کدام از این گروه ها خطراتی را به همراه دارند که باید مراقب کید آنان بود. خواص دنیا طلب در «لحظه لازم» به دلیل وابستگی به ثروت، قدرت، شهرت و ... سکوت می کنند و حتی ممکن است کارشان به جایی برسد که چون شریح قاضی حکم قتل حسین(ع) را هم امضا کنند. کسانی که غائله «سقیفه» یا جنگ جمل، نهروان و صفین را به وجود آوردند، مردمان معمولی نبودند!

روی خطاب در این خطبه به خواص منحرف زمان حضرت امیر(ع) است؛ اما نحوه استدلال منحصر به زمان خاص نیست و می تواند همه زمان ها را در برگیرد؛ زیرا حضرت به وحدت خدا، پیامبر و کتاب اشاره می کند و آن را مایه وحدت می داند و نیز اشاره می کند که دین خاتم، دین ناقصی نیست و به این گونه، عقل و خرد را برای درک و فهم دین وارد می سازد. آن حضرت می خواهد بفرماید: هر گاه شما به شکل استدلالی به نقص دین رسیدید، آن وقت اختلاف کنید (که البته هرگز نخواهید رسید).

موضوعات بسیار دیگری در این خطبه ـ با وجود کوتاهی آن ـ نهفته است که طرح و تفسیر آنها به مجال دیگری نیازمند است.

7. ملاک وحدت برای خواص
بعد از پذیرش «حکمیت» در صفین، «اشعث بن قیس» ـ که همیشه روحیه اعتراض داشت ـ به حضرت عرض کرد : «ما را از حکمیت نهی فرمودی، سپس پذیرفتی و داور تعیین کردی! ما نمی دانیم کدام یک از این دو کار درست است؟»

امام(ع) دستِ افسوس را بر هم زد و سخنی ایراد فرمود که در فرازی از آن آمده است: «این القوم الذین دعوا إلی الاسلام...».[26]

علت مشکلات عدیده و آزار و اذیت امیرمؤمنان(ع) در جنگ صفین، سه دسته از خواص بودند:

اول: منافقان که سر دسته آنان معاویه و عمرو بن عاص بود.

دوم: خواصِ مقدس مآب که نمونه آن ابوموسی اشعری بود.

سوم: خواصِ جاهل کژاندیش که نمونه آن اشعث بن قیس بود.

در واقع این سه جریان باعث به بن بست رسیدن صفین و سالم ماندن معاویه و تضعیف قدرت و اقتدار حضرت امیر(ع) شدند. اما آنچه مهم است، این است که امام علی(ع) ضمن اظهار دل تنگی برای یاران قدیمی خود، صفات برجسته آنان را بر می شمارد که اگر آن صفات در مؤمنان باشد، هیچ گاه شبیه این سه دسته نخواهند شد.

یک: «آنها که به اسلام دعوت شدند و آن را پذیرفتند». معلوم می شود مسلمانانی وجود دارند که هنوز اسلام را باور نداشته و آن را نپذیرفته اند.

دو: «قرآن تلاوت کردند و معانی آن را شناختند». این جمله می رساند که علاوه بر انس با قرآن، فهم معانی و شناخت آن هم لازم است که بدون آن، آدمی به سان «الاغی خواهد بود که بار آن کتاب است».

سه: «به سوی جهاد برانگیخته شدند و ... شیفته جهاد گردیدند». آنها اهل جهاد و عاشق آن بودند؛ یعنی اهل جان فشانی و ایثار. برای یاری دین خدا فقط از زبان و مال استفاده نکردند، بلکه از بالاترین سرمایه خود؛ یعنی جان هم مایه گذاشتند.

چهار: «از ترس خدا، چشم هایشان گریان، از روزه داری فراوان، شکم هایشان لاغر...، لب هایشان از فراوانی دعا خشک و رنگ صورتشان از شب زنده داری زرد (بود) ...» .

خواص برای آنکه در بینشان تفرقه به وجود نیاید و در «لحظه لازم، حرکت لازم» را انجام دهند، می بایست این چهار صفت را داشته باشند.

8. نقش دین و غیرت در وحدت
خطبه 39 نهج البلاغه، بعد از تهاجم یکی از فرماندهان سپاه معاویه به «عین التمر» بیان شده است. در این سرزمین که سرزمین آبادی بود و در قسمت غربی فرات واقع شده بود، «مالک بن کعب» فرماندار منصوب امام علی(ع) حضور داشت که حدود صد نیروی رزمی و اجرایی تحت اختیارش بود. «نعمان بن بشیر»، فرمانده سپاه معاویه، با دو هزار نفر به آنها حمله کرد. امیرمؤمنان(ع) کوفیان را به جنگ فراخواند، اما آنان توجهی نکردند و این خطبه در مذمت آنان بیان شده است. آن حضرت در قسمتی از این خطبه می فرماید: «لا أبا لکم! ما تنتظرون بنصرکم ربکم؟ أما دین یجمعکم؟ و لا حمیة تحمسکم؟...».[27]

گاهی حضرت امیر(ع) در خطبه ها جملاتی بیان می فرماید که شاید غیر از ایشان هیچ کس قادر به بیان آن نبوده است. عبارت «لا ابا لکم» توهین بزرگی است که اگر به قدر سرِ سوزنی غیرت در وجود مخاطبان می بود، باید به خود می آمدند و برای جبران مافات، اقدامات لازم را انجام می دادند. «لا ابا لکم» یعنی بی اصل، بی ریشه، بی هویت. حضرت از آنها سؤال می کند که شما اگر می خواهید خدا را یاری کنید، در انتظار چیستید؟ دین شما اجازه دفاع نمی دهد یا غیرت شما؟

از بیان این جمله معلوم می شود که برای جلوگیری از هر گونه تجاوزی، به وحدت نیاز است. اگر به شکل اعتقادی و با تفکر الهی، گروه ها با هم متحد شوند، هم خیر دنیا را می برند و هم از ثواب آخرت بی نصیب نخواهند شد. اما اگر دین عامل پیوند آنها نباشد، پس باید به حکم غیرت، عزت و مردانگی دور هم جمع می شدند و از تجاوز دشمن دفاع می کردند. جامعه ای که نه عِرق دینی دارد و نه مردانگی، بی شک مرده است.

مهم ترین آثار انسجام اسلامی
مهم ترین آثار انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن از این قرار است:

1. «رسیدن به آرامش و آسایش» (آل عمران / 103؛ انعام / 65).

2. «برچیده شدن زمینه سلطه بیگانگان و استعمارگران» (قصص / 4).

3. «افزایش قدرت و هیمنه مؤمنان» (انفال/46).

4. «تأکید بر اصول دین و چنگ زدن به ریسمان الهی و دور نشدن از آن» (آل عمران/103؛ نساء/59).

5. «رعایت حقوق برابری و عیب جویی نکردن، و گمان باطل به یکدیگر نبردن» (حجرات/11و12).

6. «امر به کار شایسته و معروف و پرهیز و نهی از کار زشت و ناهنجار و منکرات» (آل عمران/104).

رمز استحکام و وحدت اسلامی
1. وحدت مسلمانان، علی رغم تلاش های مستمر اجانب، برخاسته از پیوند دل های پاک و خدایی آنهاست و از این رو، این پیوند روحی، گسست ناپذیر و محکم است و تا چنین است، توطئه های دنیای غرب ره به جایی نخواهد برد. در قرون جدید قدرت های اروپایی و آمریکایی عامل اساسی این جدایی بوده اند. ب همه اینها، هیچ عاملی نتوانسته است اساس این وحدت را که در روح مردم قرار دارد، از بین ببرد.[28]

به قول اقبال لاهوری:

امر حق را حجت و دعوی یکی است

خیمه های ما جدا، دل ها یکی است

از حجاز و چین و ایرانیم ما

شبنم یک صبح خندانیم ما

2. در تعالیم دینی و متون منابع مختلف اسلامی، کلمات و اصطلاحاتی مانندِ: امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامی، برادری دینی، وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی، دارالاسلام و ... به کار رفته است که این مفاهیم به طور مستقیم بر اهمیت و جایگاه و نقش برجسته وحدت در جامعه اسلامی دلالت دارند. قرآن کریم با توصیه به اعتصام به حبل الله و نهی از تفرقه، به الفت و برادری و مودت میان دو طایفه اوس و خزرج و از بین رفتن عداوت و کینه دیرینه در سایه نعمت اسلام که مبنای اتحاد و همبستگی آنهاست، اشاره می کند و می فرماید:

)اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا.([29]

قرآن در جای دیگر، مسلمانان را به وحدت در پیروی از خدا و پیامبرش دستور می دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می کند و می فرماید:

)وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ(.[30]

پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه ای به سر می برد.

3. پیامبر اکرم(ص)، ذلت و زبونی پس از عزت و سربلندی و در پی آن، ضعف و سستی هر ملتی را نشأت گرفته از تفرقه ای می داند که ریشه در خصومت و دشمنی دارد. از این رو، ایجاد الفت و پرهیز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب می داند و می فرماید: «ما ذلّ قوم بعد العزّ حتی ضعفوا، و ما ضعفوا حتی تفرّقوا، و ما تفرّقوا حتی تباغضوا ... الواجب علی اولیائنا معاودة الائتلاف و رفض الاختلاف».

4. بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علی(ع) در خطبه 146 ضمن بیان نقش محوری رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته، می فرماید: «عرب امروز گر چه از نظر تعداد اندک اند، اما با نعمت اسلام، فراوان اند و ب اتحاد و هماهنگی، عزیز و قدرتمندند».

او در فرازی از خطبه قاصعه به علل پیروزی و شکست و عزت و ذلت گذشتگان می پردازد و می فرماید: «پس آن گاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می کنید، عهده دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمت های فراوان را در اختیارشان گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشتند و به آن سفارش کردند و از کارهایی که پشت آنها را شکست، و قدرت آنها را در هم کوبید چون: کینه توزی با یکدیگر، پر کردن دل ها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن و دست از یاری هم کشیدن، بپرهیزید».

راهبردهای اتحاد و انسجام
کتاب خدا می تواند ما را به اتحاد و انسجام برساند: )کانَ النّاسُ أُمّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقّ ِ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ[31](؛ یعنی مردم امت واحد بودند و بر این اساس خداوند پیامبران را فرستاد تا مردم را بشارت و بیم دهند و همراه آنان کتابی را به حق فرستاد تا میان آنها نسبت به آنچه اختلاف می کنند، داوری کنند. با توجه به اینکه اختلاف در میان انسان ها از همان ابتدای خلقت میان قابیل و هابیل به وجود آمد، بنابراین نمی توان هیچ برهه ای از تاریخ را در نظر گرفت که مردم امت واحده بود ه باشند. بنابراین مراد از ) کانَ النّاسُ أُمّةً واحِدَةً( این است که خداوند در طراحی و مهندسی تکامل انسان، وحدت جامعه را به عنوان عنصر و عامل مهم مورد توجه قرار داده و به این جهت پیامبران را فرستاده است تا با حل اختلافات مردم بر اساس کتاب الهی، میان آنان وحدت و انسجام ایجاد کنند.

قرآن برای دستیابی به اتحاد، راهکارهایی عملی نیز نشان می دهد که می توان به اموری چون: توجه به نقاط مشترک[32] و چنگ زدن به ریسمان الهی[33] ـ که مصداق آن قرآن، پیامبر(ص)، امامان(ع) و سنت های ایشان است ـ اشاره کرد. قرآن اعتصام و چنگ زدن به ریسمان الهی را عامل مهمی برای رهایی از تفرقه و ایجاد اتحاد بر می شمارد؛ زیرا این کتاب آسمانی موجب می شود تا وحدت روشی و هدفی در میان گروه معتقد به آن پدید اید. از آنجا که بشر در هر حال، حتی اگر به قرآن تمسک جوید و راه و روش آن را ملاک و معیار قرار دهد، با اختلافاتی در حوزه تفسیری مواجه و رو به رو می شود، قرآن از مردمان خواسته است که در صورت ایجاد و بروز هر گونه اختلاف و نزاعی به پیامبر(ص) و اولواالامر؛ یعنی اهل بیت مراجعه کنند تا آنان به عنوان مفسر و مبین به تفسیر راه و روش و هدف بپردازند.[34]

به نظر قرآن نظارت و کنترل همگانی که از آن به امر به معروف و نهی از منکر یاد می کند، خود راهکاری مهم برای رهایی از اختلافات جزئی و جلوگیری از خروج از راه و روش قرآنی است و بازگشت به روش و هدف درست است؛[35] چنان که مراعات حقوق دیگری به عنوان حقوق برادرِ ایمانی، از مهم ترین راهکارها برای جلوگیری از اختلاف و یا تشدید آن است و اتحاد را در میان مردمان گسترش می دهد.[36]

نتیجه گیری
ایجاد اتحاد و اخوت میان ملت ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از اهداف و آرمان های اصیل اسلام است که ریشه در قرآن و سنت و آرای اندیشمندان مذاهب اسلامی دارد. برای عملی شدن این هدف و شکل گیری امت واحده اسلامی که در جهت اعتلا و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام است، وحدت بر محور اصول دین و مشترکات اعتقادی و دامن نزدن به مسائل اختلافی در این عرصه از ضروریات است.

خداوند متعال، وحدت بر محوری رهبری خدا و رسول و جانشینان آن حضرت را عامل حفظ همبستگی و اتحاد مردم معرفی می کند و این محوریت، می تواند برکات و آثار فراوانی را به ارمغان آورد.

پی نوشت ها
[1] . بقره / 143.

[2] . آل عمران/ 104.

[3] . همان/ 103.

[4] . مائده/ 48؛ انعام/35؛ هود/118؛نحل/16؛ شوری/8.

[5] . آل عمران / 103؛ انعام / 65؛ المیزان، علامه طباطبائی، ج3.

[6] . انفال / 46.

[7] . بقره / 208.

[8] . حجر / 91؛ مجمع البیان، طبرسی، ج1، ص536.

[9] . آل عمران / 105.

[10] . مائده / 91؛ بقره / 208؛ اعراف / 38.

[11] . توبه / 36، 67، 71.

[12] . انفال / 46.

[13] . آل عمران / 105.

[14] . انفال / 63.

[15] . آل عمران / 103.

[16] . شوری / 13.

[17] . انفال/4.

[18] . رعد / 11.

[19] . نهج البلاغه، خطبه 192، ص280.

[20] . کافی، کلینی، ج3، ص2.

[21] . نهج البلاغه، خطبه 192، ص 279.

[22] . تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص42.

[23] . المنجد، محمد بندر ریگی، ص1665.

[24] . فرهنگ عمید، ص 1009.

[25] . نهج البلاغه، خطبه 18، ص42.

[26] . همان، خطبه 121، ص162.

[27] . همان، خطبه 39، ص64.

[28] . خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری، ص51.

[29] . آل عمران / 103.

[30] . انفال / 46.

[31] . بقره / 213.

[32] . حج / 5؛ حجرات / 13؛ آل عمران / 64.

[33] . آل عمران / 103.

[34] . نساء / 59 و 83.

[35] . آل عمران / 104 و 105.

[36] . حجرات / 11 و 12.